بیماران عارف یا عارفان بیمار
در دهه های اخیر، پیوند عرفان و درمان از موضوعات مورد توجه بوده است، زیرا یکی از راه های پیشگیری و درمان بیماری های بیشمار امروزی، توجه به معنویت و عرفان است. در تأثیر معنویت بر درمان انسان، بحث هایی مطرح شده که می توان امکان تأثیر بر ذهن و روان یا جسم را تأیید کرد. بیشتر بیماری ها ریشه در روان دارد و عارفان سعی کردند مشکلات روحی و روانی دیگران را با عرفان پاسخ گفته و بیماری های تنی را روان تنی نمایند. برخی از نویسندگان غربی نیز سعی دارند از عرفان برای درمان بیماری ها بهره ببرند. برخی دیگر با پیروی از یک اصل عرفانی که ناظر به تقدم شعور بر ماده است. ماده را نمود شعور دانسته و ادعا دارند اشکال گوناگون ماده چیزی نیست مگر نمود قابل مشاهد این شعور و اولویت با شعور است و می توان با تئوری شعور به اصلاح ماده پرداخت. اما این تئوری هنوز به اثبات نرسیده است. در فرادرمانی که زیر مجموعه کیهانی است ادعا می شود از روش اتصال به شعور کیهانی برای درمان بیماری استفاده می شود و این درمان شعوری را مقدمه عرفان معرفی می کنند، چون موجب تحول فکری و بینشی بیمار و تحولات درونی و رسیدن به روشن بینی می شود. در این روش که ادعای درمان همه بیماری ها را دارد با آموزش اتصال به شبکه شعور کیهانی سیر درمان و تحول جسمی و روحی آغاز می شود. اما با توجه به نتایج قابل مشاهده در بیماران می توان به بررسی این روش مدعی عرفان درمانی پرداخت، نکات زیر در این روش قابل توجه است: 1. آنچه موجب گرایش اکثر افراد به این شبه عرفان می شود، درمان بیماری است نه گرایشات معنوی. اکثر کسانی که در کلاس های حلقه حضور پیدا می کنند به امید درمان بیماری هایی هستند که از راههای دیگر به نتیجه نرسیده و یا نیاز به صرف وقت و هزینه داشته است و به امید درمان سریع و آسان که ادعای مسترها برای جذب افراد است، وارد این جریان شده اند.
- روش فرادرمانی و اتصال حلقه، فرایندی کاملا ناشناخته و مبهم است که توسط هیچ منبع علمی و موثقی تایید و حتی مورد آزمایش علمی قرار نگرفته و مشخص نیست در این روش برای درمان بیمار از چه فرایندی استفاده می شود. تشابه این روش درمانی با انرژی درمانی (اتصال دور و نزدیک) گمان یکسان بودن فرادرمانی با انرژی درمانی را تقویت می کند، انرژی درمانگران قرن هاست که این شعور مندی را انرژی مطرح کردند و می گویند انرژی از راه دور با نیت ذهنی درمانگر کنترل شده به شخص بیمار می رسد و می تواند عضو بیمار را شناسایی و فرایند درمان را پیش ببرد که البته اثبات علمی نشده و مورد تأیید نیست. اما طاهری مدعی است فرادرمانی انرژی درمانی نیست و روشی کاملاً متفاوت از آن است که با ارتباط با شعور کیهانی عمل می کند که این ایده ای غیر علمی است و هنوز بررسی علمی در این مورد صورت نگرفته و فرایند آن نشناخته و عوارض و آسیب های وارده غیر قابل کنترل و درمان است.
- عوارض فرادرمانی غیر قابل پیش بینی و حتی کنترل است. مسترها با اجرای این روش روی فرد، نه می دانند چه تأثیری خواهد گذاشت و نه عوارض را می توانند کنترل و یا درمان کنند بنابراین آسیب های وارده در این روش را برون ریزی می نامند تا هر اتفاقی برای بیمار با این ادعا قابل توجیه باشد.
- در فرادرمانی ادعا می شود، تمام بیماری ها در اثر رسوخ جن و روح سرگردان در بدن فرد است و باید با فرادرمانی این موجودات از بدن فرد خارج شود، همین ادعا موجب ایجاد مشکلات روحی و روانی، توهمات دیداری و شنیداری و ترس های شدید در بیمار می شود که خود آسیب های جدی و غیر قابل درمان در پی دارد. از طرفی دیگر مسترها با باور توانایی و قدرت ماورایی، به خود اجازه می دهند این روش را بر روی افراد در هر قشر و هر سن، با اجازه و بدون اجازه از راه دور و نزدیک اجرا کنند که موجب آسیب های فراوانی می شود.
5.با بررسی افراد آسیب دیده از این روش، می توان دریافت، این روش، درمانی در پی نداشته و فقط منجر به حذف علائم بیماری و تسکین موقت درد می شود که در اکثر موارد بیماری بعد از مدتی با شدت بیشتر برگشته و موجب آسیب های غیر قابل درمان شده است. زیرا بیماری با حذف علایم مخفی به پیشرفت ادامه داده است. افرادی هم که ادعای درمان شدن دارند هنوز در کمون بیماری هستند و مشخص نیست بیماری در چه زمانی و با چه شدت و آسیبی باز می گردد.
- برخی بیماران روحی و روانی که ادعای درمان با فرادرمانی را داشته اند، در اثر تلقین پذیری (که یکی از روش های به کار رفته در فرادرمانی است) بهبود نسبی یافته اند. تلقین درمانی روشی است که در روانپزشکی برای درمان بیماران روحی و روانی استفاده می شود و در مواردی نتیجه بخش است و ارتباطی با فرادرمانی ندارد.
- با توجه به عدم اطمینان و تأثیر مثبت این روش بر بیماران متأسفانه ادعای درمان شگردی است که در این فرقه برای جذب افراد استفاده می شود و اخیراً با راه اندازی سایت ها و گروه هایی در فضای مجازی ادعاهای فرادرمانی مبنی بر درمان همه انواع بیماری ها ارائه می شود که برای اثبات آن سند و مدرکی ارائه نمی شود و فقط صرفاً گزارشی از افراد مجهول الهویه و فرضی است و هدف از آن جذب مخاطب برای کلاس های این فرقه است.
- در فرادرمانی که ادعا می شود با اتصال به شبکه شعور کیهانی قادر به درمان همه انواع بیماری هاست مشاهده می شود بیماران در کنار فرادرمانی از روش های دیگر پزشکی و یا طب سنتی استفاده کرده و داروها و روش های درمانی مربوطه تجویز شده توسط پزشکان را به کار می برند ولی متاسفانه نتایج بهبودی را به حساب فرادرمانی و اتصالات ناشناخته آن می گذارند و مسترها از این موضوع به نفع حلقه استفاده می کنند. اگر فرادرمانی قادر به درمان بیماری است باید هیچ روش پزشکی در کنار آن استفاده نشود و به تنهایی قادر به بهبودی بیمار باشد و اگر ادعای طب مکمل بودن را دارد که کنار روش های دیگر پزشکی به کار می رود، نباید نتایج بهبودی را قبضه کرده، به فرادرمانی نسبت داده و ادعای درمان کرد. جالب اینجاست که طاهری به مسترها(فرادرمانگران) توصیه می کند از بیمار نخواهید دارو را قطع کند و به اختیار خودش بگذارید.
- در عرفان حلقه ادعا می شود درمان بیماری مقدمه ای برای سیر و سلوک است و منجر به شناخت خدا و طی سیر کمال می شود. طاهری می گوید اولین قدم در عرفان کیهانی درمان است و بعد از این مرحله، باید افراد با قدم های بعدی سلوک، در عرفان حلقه هم آشنا شوند. اما در حلقه هیچگاه قدم ها و مراحل بعدی سلوک گفته نمی شود چون قدم بعدی اصلاً وجود ندارد و همه چیز در عرفان حلقه در درمان خلاصه می شود و آنچه از مباحث نظری هم که در اثبات شعور کیهانی گفته می شود برای اثبات کارکرد عملی آن یعنی همان درمان است. متاسفانه در عرفان نظری حلقه آموزه ها موجب تغییر باورهای اعتقادی فرد شده و دین، شریعت و مناسک عبادی کاملاً دستخوش تفسیر و تأویل و تغییر مفاهیم شده و همان اعتقاد قبلی فرد هم از او گرفته شده و آموزه های غلط و غیر الهی منجر به گمراهی و باور غلط از خدا، دین، شریعت، مناسک و .. می گردد که در بسیاری از موارد فرایند شستشوی مغزی بکار گرفته شده غیر قابل جبران است و تغییر مثبت و نگرش عرفانی در افراد دیده نشده و انحرافات عقیدتی کاملاً مشهود و قابل اثبات است. در یک جمله می توان گفت: عرفان حلقه بیمارانی که قرار بود عارف کند به عارفانی بیمار و در توهم عرفان تبدیل می کند.
فاطمه میرزائیان
عرفان حلقه با ادعای درمان بیماریها به روشهای غیرمتعارف، مرزهای بین دین، فلسفه و پزشکی را در هم آمیخته است. این جریان، با ارائه مفاهیمی مانند انرژی درمانی و سایمنتولوژی، وعده درمان بیماریها را بدون نیاز به دارو و جراحی میدهد. اما آیا این ادعاها بر پایه شواهد علمی استوار هستند؟ یا صرفاً بر اساس باورهای شخصی و تجربیات فردی مطرح میشوند؟
بررسی دقیق این ادعاها نشان میدهد که بسیاری از روشهای درمانی ارائه شده در عرفان حلقه، فاقد پایه علمی قوی هستند و بیشتر بر اساس باور و اعتقاد افراد استوار شدهاند. همچنین، این روشها ممکن است با ایجاد وابستگی روانی در افراد و دور کردن آنها از درمانهای پزشکی اثباتشده، خطراتی را برای سلامتی آنها به همراه داشته باشد.
بنابراین، قبل از روی آوردن به این روشهای درمانی، ضروری است که با دقت به بررسی ادعاهای مطرح شده پرداخته و با پزشک خود مشورت کنیم.
جهان از حدود یکی و دو دهه پیش، بستر ظهور و پیدایش چشم گیر و روز افزون مکاتیب و فرقه های معنویت گرای انحرافی و عرفانهای کاذب نوظهور هست؛ در این بین کشور ایران نیز از جریان این پروسه (یا به عبارتی پروژه) جهانی عقب نمانده و شاهد ظهور صدهها مدعی تاسیس و بنیان نهادی عرفانی و معنوی بوده است.
یکی از این عرفانها که از سالهای آغازین دهة هشتاد شمسی در ایران که به طور مخفیانه و زیرزمینی اقدام به برگزاری، آموزش و عضوگیری مرید و داوطلب کرده، عرفان حلقه یا کیهانی است. بنیانگذار و مؤسس این نحله انحرافی فردی به نام محمد علی.ط است، این فرد ادعا می کند این عرفان(عرفان کیهانی) حاصل ۳۰ سال سعی و تلاش او بوده و راهگشای تمامی مشکلات و بیماری های جسمی و روحی مردم صرف نظر از هرگونه اعتقاد، مذهب و مسلک است.[۱]
ایشان همچنین بیان می کنند که فرد با اتصال به شبکه هوشمند شعور الهی می تواند از هرگونه بیماری لاعلاج شفا یابد و حتی پیامبران الهی مانند عیسی(علی نبینا و علیه السلام) با تمسک و توصل به این نیروی عام الهی می توانست بیماران را شفا دهد و مردگان را زنده کند. [۲]
در حول و محور عرفان کیهانی ابهام و پرسش بسیار است مانند: آیا این عرفان جعلی است یا کشفی؟ درمان است یا عرفان؟ سر سلسله عرفان حلقه را چه کسی تعیین کرده است؟ چرا لایه دفاعی باید توسط مستر وبا گرفتن امضا تفویض شود؟ سردسته این عرفان چه سابقه علمی و دینی دارد؟… و دهها سوالات این چنینی که همیشه بدون پاسخ مانده و هیچ جوابی از سوی این گروه انحرافی داده نشده است.
ما به حسب وظیفه جهت آشنایی عموم مردم مؤمن و مسلمان ایران اسلامی در چند مقاله سعی خواهیم داشت بررسی تطبیقی کامل این عرفان، با سایر عرفانها و مکاتیب معنوی نوظهور انحرافی ارائه نماییم؛ انشاالله مورد استفاده قرار گیرد و تاحدودی افکار باطل و پوچ این گروه مدعی را آشکار سازد.
• ریکی اُمُّ و اَبِّ عرفان حلقه
«ریکی» به معنای انرژی کیهانی[۳] در قرن ۱۹ توسط میکائواوسویی[۴] در ژاپن بنا گذاری شد. خاستگاه ابتدایی این مکتب هند، تبت و چین بوده است که توسط اوسویی در ژاپن با اعمال تغییراتی ریکی نامیده شد.
بدون شک بعد ار تطبیق اندکی از عقاید این گروه با افکار عرفان حلقه درخواهید یافت که عمدتاً عرفان حلقه زائیده و اقتباس شده از عقاید و اعمال ریکی هست.
۱- تعریف و آشنایی با هر دو گروه
۱-۱ ریکی؛ در تعریف ریکی اصطلاحات و بیانات زیادی وارد شده است ولی مهمترین آنها به صورت زیر ذکر شده است: [۵]
– ریکی نیروی عمومی حیات، انرژی کیهانی، نیروی همگانی الهی، شفابخش جهان.
– نوعی انرژی هوشمند و سامان دهنده.
– یک هنر که از مستر به فراگیر منتقل می شود.
– انرژی نامحدود و بی نهایت دائمی.
– انرژی هوشمند و خلاق، یک دوست حقیقی و یک هدیه الهی.
– وجود هوشمند و زنده و اگاه.
از تعریف فوق چند نکته مهم دیده می شود:
الف) «ریکی» وجود هوشمند الهی
ب) «ریکی» شفابخش و بهبود دهنده الهی بی نهایت
ج) «ریکی» انرژی و نیروی کیهانی که از مستر به درمانگر انتقال می یابد.
د)«ریکی» زنده، هوشمند و آگاه
۱-۲ عرفان حلقه؛ «… اساس این عرفان بر اتصال به حلقه های متعدد شبکه شعور کیهانی(هوشمندی حاکم بر جهان هستی) استوار است…فیض الهی به صورتهای مختلف در حلقه های گوناگون جاری بوده که در واقع همان حلقه های رحمت عام الهی (شبکه هوشمند کیهانی) است که می توان مورد بهره برداری عملی قرار گیرد… بیمار توسط فردرمانگر به شبکه شعور کیهانی متصل شده و مورد کاوش قرار می گیرد…در این مکتب درمانی برای درمان همة انواع بیماریها می تواند موثر باشد و درمانگر اجازه ندارد که نوعی از بیماریها را غیر قابل علاج بداند… بیمار توسط مستر به شبکه شعور کیهانی اتصال می یابد و مورد اسکن قرار می گیرد…»[۶]
در تعریف و تبیین هدف و فلسفه عرفان کیهانی چند نکته قابل تأمل است که توصیه می شود با نکاتی که در تعریف ریکی ذکر کردیم مورد مقایسه قرار دهید:
الف) وجود شبکه هوشمند شعور کیهانی که حاکم بر جهان هستی است.
ب) شبکه ای که شفابخش تمام بیماریهای روحی و جسمی لاعلاج است.
ج) انرژی که از شبکه شعور کیهانی به واسطه مستر به بیمار اتصال و تفویض می یابد.
د) شبکه کاملاً اگاه و هوشمند
۲- وابسته نبودن به هیچ اعتقاد، دین و مذهب
۲-۱ ریکی؛ «ریکی یک مذهب نیست، ریکی کاملاً غیر مذهبی است شما می تونید به هر دینی بپردازید یا به هیچ یک از ادیان اعتقاد نداشته باشید و همچنان از ریکی استفاده کنید و بهرمنده شوید…ریکی به هیچ دینی وابسته نیست و اکنون افراد با مذاهب و اعتقادات مختلف جزو درمانگران ریکی هستند.»
۲-۲ عرفان حلقه؛ « از آنجا که انسان شمول است همة انسانها صرف نظر از نژاد، ملیت،دین،مذهب و عقاید شخصی می توانند جنبة نظری آن را پذیرفته و جنبة عملی آن را مورد توجه و استفاده قرار دهند…بطور کلی، همه انسانها صرف نظر از نژاد، جنسیت، سن و سال، سواد و معلومات، استعداد و لیاقت های فردی، دین و مذهب، گناهکاری و بی گناهی، پاکی و ناپاکی و… می توانند از رحمت عام الهی(شبکه شعور کیهانی) برخوردار شوند…سن، جنسیت،میزان تحصیلات،مطالعات،معلومات،تعالیم و تجارب عرفانی و فکری مختلف، استعداد و لیاقتهای فردی و… هیچ تاثیری در کار با شبکه شعور کیهانی ندارد، زیرا این اتصال و برخورداری از مدد آن فیض و رحمت الهی بوده که بدون استثنا شامل حال همگان است…»[۷]
نکته مهمی که در هر دو از گروهها دیده می شود این است که برای دریافت این نیروی شفابخش الهی نیازی به اعتقاد حتی به خود خدا به عنوان منبع انرژی شفابخش و ادیان الهی نیست و همچنین فرد فرقی ندارد مشرک باشد یا کافر و یا گناهکار، برای همه یکسان است.
۳- معنویتی فراتر از دین
۳-۱ عرفان ریکی؛ «ریکی مذهب نیست ولی معنویت است، معنویت، اعتقاد و ایمان در ارتباط شما با الهیت است. هدف از پیشرفت معنوی، بهبود بخشیدن این ارتباط و مشاهده الوهیت در درون خود و پیرامونتان می باشد.
مذهب راهنمایی است که به شما نشان می دهد چگونه خود را از لحاظ معنوی پرورش دهید. مذهب به شما می گوید که الهیت چیست و متن ها ( دعاها )، مکان های مخصوص عبادت و راهنمایانی برای حمایت از شما معرفی می کند.
ممکن است شما پیرو دینی باشید ولی ارتباط معنوی قلبی نداشته باشید،ریکی امکانات رشد معنوی را فراهم می نماید. اهمیت ندارد که پیشینه مذهبی شما چیست. شما متوجه خواهید شد که در ریکی اصول بامعنا بوده، و هیچ تعارضی با مذهب شما ندارند. در حقیقت ریکی باید ارتباط معنوی شخصی شما را ارتقاﺀ دهد. سیمای معنوی ریکی، شما را قادر به انجام موارد زیر می سازد:
الف) اتصال به مبداﺀ: شما از نماز و مراقبه برای ارتباط با خداوند یا قدرت برتری که به آن اعتقاد دارید استفاده می کنید. ارتباط معنوی، منبع بی پایانی از انرژی ریکی را فراهم می کند.
ب)کانال انتقال انرژی برتر: انرژی شفا دهنده ریکی از درمانگر نمی باشد، این انرژی از طرف خداوند یا انرژی برتر، به واسطه درمانگر انتقال می یابد.
ج)حفظ سلامت معنوی: همچنان که شما سلامت جسمانی خود را به وسیله غذای مغذی، هوای تازه و ورزش حفظ می نمایید، به حفظ سلامت روحانی خود نیز نیاز دارید. نماز، مراقبه، اوقات آرام و تمرینات معنوی (انجام اعمال خوب) می توانند در این رابطه کمک کنند.»
۳-۲ عرفان حلقه؛ توضیح و تبیین آرا و عقاید موسس و بنیانگذار عرفان کیهانی در این باب رسالة مجزایی را می طلبد، لذا در مقالات آتی به طور مفصل به این موضوع خواهیم پرداخت ولی بطور اجمالی بنیانگذار و رئیس فرقه کیهانی، این عرفان را یک جریان معرفت شناسی معرفی می کند که ضامن و رابط و عامل رسیدن به کمال و خود شناسی است. به بیانی روشن تر طریقت را عامل قبولی شریعت می داند بدین سان که دین را به دو بال شریعت و طریقت تقسیم نموده و بیان می دارد که دین بدون وجود یکی از هر دو ناقص است،[۸] این مطلب در زمانی بیان می شود که برای یک فرد آگاه به اسلام روشن است که در دین طریقت و شریعتی به طور مجزا وجود ندارد و شریعت همان طریقت، طریقت نیز همان شریعت است و قابل تجزیه و ترکیب و مجزا بودن از یکدیگر نیستند و هر دو (شریعت و طریقت) دارای یک مفهوم ایمان و عمل صالح هستند و تقسیم دین به دو قسم طرقت و شریعت، بدعت بزرگی در دین بود که توسط صوفیان و شعرای وابسته مطرح شد و الا در دین چنین مطلبی بیان نشده است.
پی نوشت ها:
۱- مصاحبه محمدعلی.ط با سایت رسمی موسسه عرفان حلقهinteruniversal.persianblog.ir
2- همان
۳- Ri انرژی و Kei کیهانی
۴- pronounced Me-ka-oh OOh-su-ee
5- تمام مطالب راجع به «ریکی» از سایت www.arvah.net استفاده و اقتباس شده است.
۶- انسان از منظر دیگر،ص۱۹، ۷۲ تا۸۵
۷- همان، ص۲، ۲۱، ۷۶
۸- مصاحبه محمدعلی.ط با سایت رسمی موسسه عرفان حلقهinteruniversal.persianblog.ir
نویسنده: میر حمید موسوی
منابع انتشار:
ماهنامه تحلیلی شفافیت ، شماره ۱۵ ، موسسه روشنگر
نتیجه گیری
ابتدا باید دانست که بسیاری از مدعیان انرژی درمانی، توانمندی درمانگری ندارند و یا بسیار کمتر از آن چه ادعا می کنند؛ مهارت دارند. یعنی اگر هم کمی از انرژی درمانی اطلاعاتی دارند، به این حد نیست که بتوانند مواردی را که ادعا می کنند؛ مداوا کنند. چرا که موارد زیادی مشاهده شده است که این افراد با اغراض ناشایستی مانند شهرت و یا کسب پول و یا احیانا تمتعات جنسی از دیگران این گونه ادعا ها را مطرح می کنند.
در موارد دیگری هم افرادی وجود داشته اند که قدرت های غیر شرعی دیگری غیر از انرژی درمانی داشته اند و افراد ناآگاه چون نمی دانسته اند که این قدرت روحی با انرژی درمانی تفاوت دارد؛ به نفع این افراد تبلیغ کرده اند که فلان فرد انرژی درمانگر است. در حالی که انرژی درمانی نبوده است، بلکه جن گیری بوده است.
مثلا در یک مورد فردی که به نام انرژی درمانگر مشهور بود، معلوم شد که از طریقِ کارهای ضد شرعی با پاره ای از اجنه کافر ارتباط دارد و اخباری را در مورد زندگی مریدانش، به صورتِ کسب خبر از جنیان به هوادارانش میدهد و ایشان هم فکر می کردند که این فرد، توان درمان گری دارد؛ در حالی که هیچ کار درمانی از وی ندیده بودند؛ ولی چون تصور می کردند که استادشان صاحب کرامت است؛ خیال کردند که هر کاری از وی ساخته است. به همین علت انرژی درمانی را هم برایش دست یافتنی و قابل انجام می دانستند.
نکته دوم این که انرژی درمانی ـ صرف نظر از مدعیان دروغین زیادی که الان در بازار مرید پروری فعالند ـ یکی از توان مندی ها و واقعیت هایی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است. یعنی مرتبه ضعیفی از انرژی که قدرت درمان گری دارد؛ در کالبد همه ما وجود دارد. نکته در این است که بعضی در سایه تمرین های تمرکزی و روحی می توانند مقدار بیشتری از این انرژی را به کار بیندازند. میزان انرژی که انسان در حالت عادی می تواند به کار بگیرد، مقدار کمی است. اما می توان با تمرین های متناسب، هم مقدار بیشتری انرژی جذب کرد و هم مقدار بیشتری انرژی برای دیگران ارسال کرد.
نکته سوم این که انرژی درمانی نه یک مسئله معنوی و نه یک قابلیت عرفانی که در حقیقت یکی از مزیت های جسم انسان است؛ که خداوند مثل دیگر قابلیت های جسم به انسان موهبت کرده است. انرژی درمانی اساسا ربطی به ایمان و تقوای افراد ندارد؛ یعنی یک فرد بی ایمان و حتی یک انسان ضد خدا هم می تواند در صورت تمرین و ممارست از این قدرت بهره بگیرد.
نتیجه این که حتی اگر کسی در ادعایش (درمان گری با انرژی) راستگو هم باشد، ادعاهای معنوی و معرکه گیریهای عرفانی اش، یک فریب است. به عبارت دیگر ممکن است کسی در قدرت درمان گری راستگو باشد، اما در ادعای عارف بودن و مرشد بودن یک شیاد و فریبکار از آب دربیاید.
به همین علت است در غرب و در اماکن آکادمیک با انرژی درمانی برخوردی علمی کرده اند و نه روحی. چرا که انرژی درمانی و کار با انرژی را در قالب یک رشته علمی تدوین کرده اند و برای آن ضابطه و شرایط و فیلتر های آموزشی قرار داده اند و آن را در زمرۀ طب مکمل جا داده اند. (ریکی شودن، بابک سرخپور، ص 8)
نکته دیگر این که این طور نیست که همه امراض را بتوان با انرژی درمانی مداوا کرد. اولا بیشتر معطوف به جسم و امراض عضلانی و استخوانی کاربرد دارد؛ نه اختلالات روانی و روحی. دوم این که افرادی که انرژی درمان گر هستند خودشان در معرض تشعشعات انرژی منفیِ حاصل از انرژی های مضر دیگران هستند. یکی از کتاب های مربوط به این حوزه آورده است:
« هدف انرژی پرانایا اینست که دستگاه تنفسی در بهترین شرایط عمل کند (باعث اصلاح گردش خون شود، هضم و دفع دچار اشکال نشوند، مریضیها تبدیل به سلامتی گردند). (یوگا درمانی، پرتو پرانایا، آینگر، ترجمهی مهیار خورزاد، نشر کارون ص 43)
هر چند منظور مولف امری فراتر از انرژی درمانی موجود است، اما نباید فراموش کرد که حتی مراتب بالای درمان گری با انرژی که این مولف ادعا کرده است، تنها یک اثر جسمی است و نه یک تعالی معنوی و اخلاقی.
بنابراین اگر کسانی در سایۀ انرژی درمانی بخواهند ادعای عرفان یا معنویت کنند این ادعا خود علامت عدم سلامت معنوی است و نشان می دهد که این فرد از معنویت راستین بهره ای ندارد. اگر کسی از این توان هم بهره ای داشته باشد نباید دیگران او را به عنوان فردی معنوی و صاحب نفس و صاحب کرامت معرفی کنند. همگان وظیفه دارند این تلقی اشتباه را اصلاح نمایند.
[1] .. ر.ک. قدرت یابی با ریکی، پائولا هوران، ژاله مخزنی، ص 75.
[2] . آن چارلیش، دایره المعارف رموز ریکی، منیرالدین اعتضادی، نشر راشین، ص16.
[3] . همان، ص 18.