عرفان حلقه و برزخ

برزخ از منظر عرفان حلقه

در بخش معاد به زندگی پس از مرگ از نظر عرفان حلقه موضوعاتی بیان می شود به عنوان نمونه در کتابهای انسان و معرفت صفحات267-270 نویسنده به این مطلب اعتقاد دارد که در برزخ موقع آزمایش است و فرصت جبران وجود دارد و افرادی که از امتحانات رد شده اند در برزخ می توانند جبران  و خود را برای زندگی بعدی (تولد دوباره) آماده کنند.

 طاهری برای بعد از مرگ،تولدها،مرگ ها و برزخ های متوالی را در نظر می گیرد:

اگر بخواهيم مراحل زندگي پس از مرگ را بررسي کنيم ، ابتدا بايد به اين نکات توجه داشته باشيم:

اين قانون بر همه‌ي مراحل معاد حاکم است که تولد، آغاز هر زندگي و مرگ ، پايان آن است و وقتي مرگ اتفاق مي‌افتد، آدمي وارد برزخ مي‌شود و مرحله‌ي برزخ ، تا تولد دوباره ادامه دارد. در حقيقت ، همواره هر مرگي به منزله‌ي يک تولد است و نمي‌توان مرگ و تولد را از هم جد کرد. اما براي سادگي فهم ، در اين جا مرگ و تولدي که منجر به ورود به برزخ مي‌شود، «مرگ » ناميده شده و به مرگ و تولدي که آغاز زندگي غير برزخي است ، «تولد» گفته شده است . در ضمن ، در اين جا منظور از برزخ ،به عنوان زنجيره‌اي از زندگي‌ها و برزخ‌ها شناخته مي‌شود.

اطلاع دقيقي از تعداد اين مراحل وجود ندارد.

در هر زندگي فقط حرکت به سمت جلو امکان‌پذير است و به اين دليل که خاطره‌اي از مقطع قبل وجود ندارد، توجهي نمي‌شود؛ اما در برزخ ، به دليل اين‌که امکان توجه به عقب وجود دارد، در بسياري از موارد، حرکت رو به جلو به تعويق مي‌افتد.”(انسان و معرفت ص 120)

نکته قابل توجه اینجاست که طاهری برزخ را محل بازنگری و جبران می داند.

” برزخ ، علاوه بر صحنه‌ي آزمايش ، «فرصت بازنگري و جبران » نيز محسوب مي‌شود. عده‌اي که در اثر عدم تعالي ، سرگردان يا سر سپرده‌ي وابستگي‌هاي خود هستند، مانند مردودي‌هاي يک آزمون که مي‌توانند در آزمون تجديدي شرکت کنند، هر لحظه فرصت جديدي براي جبران دارند کمترين جبران ناآگاهي آن‌ها در برزخ در همین حد است که بتوانند از ان خارج شوند. ( انسان و معرفت ، ص 248)

برزخ: طاهری توصیفی از برزخ بیان می کند که با آموزه های دینی مغایر است،او می گوید انسان پس از مرگ با کالبد ذهنی خود وارد برزخ اول می شود و در آنجا رب انسان، از طریق روح هادی انسان را به سمت خود فرا می خواند اما وابستگیهای انسان او را به سمت عقب می کشد و اجازه انتقال او به جهان دیگر را نمی دهد( انسان و معرفت ص 247)

طاهری در این مورد ادعا می کند کسانی که از دانش کمال بهره ی لازم ندارند به پیش رفتن تمایل نشان نمی دهند و با میل به بازگشت در جا زدن را ترجیح می دهند.(انسان و معرفت ص 247)

طاهری مدعی است در روز قیامت برزخ های متوالی وجود دارد که در آن انسان می تواند تصمیم بگیرد به مرحله بعد صعود کند و یا به مرحله قبل بازگردد،و پس از خروج از جهنم و قبل از ورود به مرحله جنات برزخی هست به نام اعراف.

«بين هر مرگ و تولد يك برزخ داريم، از جهنم مي‌آئيم بيرون بين جهنم و جنات برزخ است بنام اعراف، اعراف در واقع يك دوراني است كه يك نگاه به پشت است ويك نگاه به اونطرف، همه جا همينطوري است، هميشه يك نگاه به پشت و يك نگاه به اونطرف است، برگردم يا بروم، لذا اوني كه در برزخ است‌آزاد است ولي اگر رفت اونطرف ديگربرگشتن امكان پذير نيست»(جزوه ترم دو،ص 161)

چه شواهد تجربی برای اثبات وجود برزخ به شکل توصیف شده در عرفان حلقه وجود دارد؟

چگونه می‌توان این آموزه‌ها را با یافته‌های علمی درباره مرگ و زندگی پس از مرگ تطبیق داد؟

چگونه می‌توان این آموزه‌ها را با آموزه‌های سایر ادیان درباره زندگی پس از مرگ مقایسه کرد؟

اگر انسان در برزخ فرصت جبران دارد، چرا برخی افراد در این چرخه گیر می‌افتند و نمی‌توانند به مراحل بالاتر صعود کنند؟ آیا اراده انسان در این فرآیند نقشی دارد؟

حال نظر قرآن کریم را در این رابطه بررسی می کنیم.قرآن کریم در آیه 99 سوره مبارکه مومنون می فرماید:

حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ﴿۹۹﴾

تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد مى‏ گويد پروردگارا مرا بازگردانيد (۹۹)

لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۰۰﴾

شايد من در آنچه وانهاده‏ ام كار نيكى انجام دهم نه چنين است اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد (۱۰۰)

آیات بالا اشاره دارد که از منظر قرآن کریم هنگامی که فرد می میرد و حقیقت دنیای دیگر را می بیند، او درخواست می کند که خدایا مرا بازگردان تا کارهای شایسته ای را که باید انجام می دادم و آنها را ترک کردم.خداوند اینجا به صراحت می فرماید “كَلَّا” یعنی “هرگز” بدین معنی که هیچگاه باز نخواهید گشت. طاهری در اینجا بر خلاف قرآن کریم اعتقاد به بازگشت و فرصت جبران و تولد دوباره دارد.

تولد و مرگ های فراوان که طاهری به آن اعتقاد دارد همان تناسخ است که بودا به آن اعتقاد داشت و از نظر اهل بیت علیهما السلام تناسخ باطل است.

عرفا اعتقاد دارند، در سیر و سلوک دو مطلب وجود دارد اول شریعت(ظاهر احکام دین ) و طریقت(رسیدن به خدا) و همانطور که مولوی در مثنوی می گوید:

ما زقرآن مغز را برداشتیم پوست از بهر خران بگذاشتیم

طاهری نیز به همین مطلب اعتقاد دارد.در کتاب انسان و معرفت مستندات، اعتقاد به این موضوع را می توان یافت.

از منظر قرآن فقط راسخون فی العلم( که همان اهل بیت علیهما السلام هستند) قابل درک باطن قرآن هستند و مابقی افراد فقط به ظاهر قران دسترسی دارند، مگر جاهایی که خود اهل بیت مشخص کرده باشند منظور خداوند در این آیه چیست.

در آموزه های دینی به عالمى كه ميان دنيا و عالم آخرت (قیامت کبری) قرار گرفته،” برزخ” گفته میشود که ازآن به عالم ارواح یا عالم قبر هم تعبیر شده است که در آن نه امکان جبران خطاها و نه امکان بازگشت و یا توقف وجود ندارد.

در قرآن صریحا امکان جبران نفی می شود و تنها فرصت عمل صالح در دنیا و قبل از مرگ است.

سوره المؤمنون

حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ [99]

چون يكيشان را مرگ فرارسد، گويد: اى پروردگار من، مرا بازگردان. (99)

لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ [100]

شايد، كارهاى شايسته‌اى را كه ترك كرده بودم به جاى آورم. هرگز. اين سخنى است كه او مى‌گويد و پشت سرشان تا روز قيامت مانعى است كه بازگشت نتوانند.

در دین مبین اسلام برای خودسازی و پیمودن را ه کمال علاوه بر بازسازی اعتقادات و تفکر بر پایه توحید،دستورات و عبادات عملی تشریع شده که انسان برای رسیدن به کمال و جایگاه اصلی خود باید به آن پایبند باشد و بطور مستمر خود را به آن ملزم کند تا به بندگی واقعی برسد و جز در برابر خدا سر تسلیم فرود نیاورد.

عمل را نباید به حرکات خارجی که انسان انجام می دهد محدود کرد،چرا که ریشه اعمال،اراده و تصمیم است که آن نیز از یک سلسله عقاید سرچشمه می گیرد و در واقع صورت اصلی عمل ریشه در باطن انسان دارد، همان عقیده و انگیزه ای که موجب اشتیاق شخص در عمل می گردد در برزخ ظاهر می گردد.

طبق آیات قرآن کریم هیچ جنّی نمیتواند در وجود انسان وارد شود و او را به تسخیر خود درآورد.روح نیز پس از مرگ امکان ماندن در دنیا را ندارد؛ بلکه به عالم برزخ منتقل میشود.”رَبِّ ارْجِعُون” قرآن شاهد این است که روح پس از مرگ قادر به بازگشت به دنیا نیست.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بخش‌های مقاله

مقالات مرتبط