موسس عرفان حلقه

موسس عرفان حلقه، شخصی به نام محمد علی طاهری متولد 1335 است. اواسط دهه‌‌ی هفتاد شمسی ادعای فرادرمانی کرد. بعد از مدتی مجوز یکساله‌‌ی یک موسسه را گرفت و شروع به برگزاری دوره‌های متعدد نمود. پس از یکسال مجوزش تمدید نشد اما او به صورت غیر قانونی به فعالیتش ادامه داد.

مروّجان عرفان حلقه ادعا می‌کنند آموزه‌های‌شان مربوط به ایران باستان بوده که به فراموشی سپرده شده است. در این فرقه ادعا می شود گروندگان به این فرقه می‌آموزند چگونه با حلقه‌های شبکه شعور کیهانی اتصال برقرار کنند. از منظر عرفان حلقه، جهان مادی از شعور آفریده شده و چنانچه شعور کیهانی را درک کنیم، متوجه می‌شویم این شعور، خالقی دارد. در واقع، جایگاه خدا در عرفان حلقه تا همین اندازه است؛ بعد مخاطب سرگرم حلقه و اتصالات می‌شود و به تدریج از خدا و اعمال عبادی خود غافل می‌شود و حتی به فراگیر گفته می‌شود تا چند ترم نباید مثلا نماز بخواند؛ چراکه سبب جذب موجودات غیر اُرگانیک به سمت خود می‌شود. منظور از موجودات غیر اُرگانیک در واقع اجنه هستند.

اساسا در برقراری ارتباط و بهره‌مندی از شعور کیهانی تفاوتی ندارد دین و مذهبت چه باشد یا حتی به خدای یگانه ایمان داشته باشی یا نه، انسان خوبی باشی یا بد، پاک باشی یا ناپاک . هرچه باشی می‌توانی به شعور کیهانی متصل شوی.

اما از آنجا که در حال حاضر اکثر ایرانیان مسلمان هستند و علاقه‌‌ی ویژه‌ای به پیامبر و اهل بیت دارند، موسس فرقه صراحتا نمی‌گوید قرآن و حضرت رسول را قبول ندارد. بلکه یک جاهایی حتی برای اثبات مدعای خود به تفسیر آیات قرآن بر اساس سلیقه‌‌ی شخصی دست زده که البته تنها و تنها برای این بوده که به مخاطب القا کند حتی اسلام هم نظر او را تایید می‌کند.

در این فرقه با گفتن این مطلب که اتصال، هیچ واسطه‌ای نیاز ندارد، زیربنای توسل را خراب می‌کنند و مخاطب را کم کم به اینجا می‌رسانند که: توسل به معصومین و زیارت حرم‌های مقدس و دعاهای مربوط، مورد نفی و نكوهش است؛ زیارت، مكان‌پرستی و توسل، شخص‌پرستی، روح‌پرستی و مرده‌پرستی است؛ حتی تكریم قرآن، كتاب‌پرستی است و هرگز نباید برای شفای بیماران یا آمرزش مردگان قرآن خوانده شود.

طاهری در کتابش حتی یک بار از پیامبر خاتم یاد نمی‏‌کند و تمام سعی‏‌اش بر این است که بگوید بدون نیاز به دین و شریعت می‏‌توان مستقیم با خدا ارتباط گرفت و عارف شد. به همین جهت است که از نگاه وی اساسا نوع دین مهم نیست؛ چرا که عرفان حلقه با دین شخصی افراد کاری ندارد.

عموما افراد با این سه انگیزه وارد فرقه می‌شوند:

  1. درمان
  2. ترک اعتیاد
  3. خداشناسی و عرفان

در نظر طرفداران این فرقه، اتصال با شبکه‌‌ی شعور کیهانی به این دلیل مهم تلقی می‌شود که می‏‌تواند دسته‌‏ای از نیروهای غیرعادی را جهت درمان دیگران استخدام کند؛ نه از این جهت که محصولِ ارتباط با این شبکه، تربیت انسان الهی و تعالی اخلاقیِ انسان باشد.

در عرفان حلقه، نه پیش شرط استفاده از این شبکه، تقوی و پرهیزگاری است و نه نتیجه‌‌ی اتصال افراد با این شبکه، تحصیل فضایل اخلاقی است؛ چرا که در فرایند درمان، اتصال گیرنده به تهذیب نفس دعوت نمی‏‌شود و اساسا نقص و کمبودی با نامِ رذیلت اخلاقی در روح و روان تصویر نمی‏‌شود که انسان برای رفع عیب، دنبال دستورالعمل و برنامه‌‏ای برای تهذیب نفس باشد. اصولا نه درمان‏‌گر و نه درمان‏‌شونده هیچ کدام با این قصد و هدف پا در این مسیر ننهاده‏‌اند. البته هر‏چند در ابتدا شعار کمال‏گرایی در عرفان حلقه مطرح می‏‌شود، اما در ادامه، انرژی روحی افراد، برای اتصال و درمان‏گری صرف می‌شود و پیمودن مسیر کمال و تعالی، کسب فضایل اخلاقی و کنار‏گذاشتن خصایص منفی نادیده گرفته می‏‌شود.

در عرفان حلقه ادعا می‏‌شود علت امراض جسمی و روانی، نیروهای نامرئی به نام موجودات غیر‏ارگانیک است که در کالبد انسان‏ها نفوذ کرده‏‌اند. به همین دلیل به دیگران قول بیرون آوردن این موجودات داده می‏‌شود و با شعار «برون‏ریزی» به عملیات درمان می‏‌پردازند. اما باید دید آن‏چه که به نام دفع نیروهای غیرارگانیک در جلسات و نشست‏های درمانی حلقه اتفاق می‏‌افتد؛ چیست؟ آیا آن چه که تحت نام فرادرمانی و برون‏ریزی در این جلسات صورت می‌‏پذیرد، درون‏ریزی است یا برون‏ریزی؟

وقتی که فرد به امید اتصال با شبکه شعور کیهانی مراحلی که به او گفته می‌شود را انجام می‌دهد، در واقع مقدمات ابتلا به قوای شیطانی و جنیانی که به فرمان شیطان هستند را در خود ایجاد می‌کند.

ابتلای انسان به قوای شیطانی و جنیان حتما ارادی است، اما لزوما آگاهانه نیست؛ یعنی قبل از ابتلاء، حتما اعمال و رفتارهایی از آدمی سرزده که به این قوا گرفتار شده‌اند، اما ممکن است ندانند که چنین کارهایی به گرفتاری در دامِ چنین نیروهایی منجر می‌شود. به عبارتِ روشن‌تر مقدماتِ گرفتاری، همگی به دستِ آدمی رقم می‌خورد، اما لازم نیست که حتما فرد کارهایش را با همین هدف انجام بدهد. بماند که استمرارِ آن در اختیار آدمی نیست و برهم زدنِ قرار با نیروهایی که با دست خود آن‌ها را دعوت کرده‌ایم به صورتِ یک‌طرفه ممکن نیست و این احتمال وجود دارد که نیروهای مزبور، مزاحمت‌هایی را برای افرادی که ابتدا آن‌ها را با آغوشِ باز تحویل گرفته بودند ایجاد کنند. از این رو باید گفت اینگونه نیست که افراد در تمامیِ مراحلِ تأثیر پذیری و آلودگی به این شبکه، علم و التفات داشته و با اراده‌ی پیشین به همه‌ی مراحلِ آن تن دهند.

معمولا بعد از اولین ارتباط‌ها رفته رفته حال فرد تغییر می‌کند. در برخی مواقع صداهای نامتعارف از گلویش خارج می‌شود یا اعمال غیر عادی انجام می‌دهد. گاهی در اطراف خود چیزهایی می‌بیند که دیگران نمی‌بینند، رفته رفته ترس و مشکلات روحی دیگر حال او را بد و بدتر می‌کند تا آنجا که حتی به مرز خودکشی می‌رسد. البته پیش از ارتباط به فرد گفته می‌شود که ممکن است با این حال مواجه شوی اما نگران نباش چراکه این برون ریزی موجودات اُرگانیکی است که بعد از اتصال به حلقه از وجودت بیرون می‌روند. به زبان دیگر اجنه‌ای که در تو رخنه کرده بودند بیرون می‌آیند. غافل از اینکه این موضوع، برون ریزی نیست؛ بلکه درون ریزی است و انرژی درمانی یا فرادرمانی در واقع چیزی جز سراب درمانی نبوده است.

هر چند در کوتاه مدت در اثر تلقین و ایجاد ذهنیت و تصرف در هیجانات فرد، نوعی تسکین در درون فرد احساس می‌شود، اما بعد از گذشت مدتی، موجوداتی به زندگی این افراد وارد می‌شوند که منجر به اختلال روانی و درونی و از هم پاشیدگی سلامت روانی ایشان می‌گردد.

از طرف دیگر، به بهانه‌‌ی حذف هرگونه واسطه و شیء خارجی همه‌‌ی لایه‌های محافظتی که بسترِ ورود این نیروها را مسدود می‌کند (مثل انواع دعاها، حرزها، برنامه‌های روزانه عبادی)، از اطراف شخص پاکسازی می‌شود. او حتی از لفظ «بسم الله» استفاده نمی‌کند و همیشه می‌گوید «به نام بی نام او»

بدین ترتیب، فرد وارد وادی خطرناک و شیطانی می‌شود که بیرون آمدن از آن کار ساده‌ای نیست. بدبختی اینجاست که در این فضا دیگر نمی‌شود فرد را پای میز عقل و منطق کشید و او را از ادامه‌‌ی راه منع کرد. چون او تحت القائات شیاطین جنی قرار گرفته و هرچه شما به او بگویید به نظرش بی ارزش است. تنها در مواردی آنها به فکر نجات خود از حلقه می‌افتند که به شدت از دست خود و کارهای‌شان به ستوه بیایند و حال‌شان به قدری بد شود که عطای عرفان حلقه را به لقایش ببخشند.

لازم به ذکر است طاهری سال 1390 دستگیر شد. اما شاگردانش کمپین‌های حمایتی تشکیل دادند، به سازمان حقوق بشر نامه نوشتند و راهش را به صورت مخفیانه و زیرزمینی ادامه دادند.

از جمله مواردی که در عرفان حلقه مطرح است، به موارد زیر اشاره می‌گردد:

  1. جواز عدم اعتقاد به هیچ دین و مکتبی و حتی به خدای یگانه[1]
  2. قرآن، وحیانی نیست؛ بلکه نوشته‌‌ی ناقص و متناقض حضرت محمد است[2]
  3. نماز، بدون گذراندن پیش نیازهایی که تا 8 ترم طول می‌کشد، باعث حمله موجودات غیر اُرگانیک است[3]
  4. زیارت قبور ائمه، شرک است[4]
  5. نهی از حضور در بهشت زهرا و قبرستان‌ها به دلیل ریسک بالای جذب کالبدهای ذهنی مردگان[5]
  6. نهی از خواندن زیاد قرآن، خصوصا آیت الکرسی به دلیل اینکه فرد را مستعد جذب می‌کند[6]
  7. پاکسازی از دعاها، حرزها، آیات قرآن، … به جهت درمان[7]
  8. تمسخر رجعت[8]
  9. تقدیس شیطان به عنوان ملک مقرب و موحد[9]
  10. اجتناب از گفتن بسم الله (آنها به جای بر زبان آوردن نام خدا می‌گویند: به نام بی نام او)[10]

[1]– عرفان کیهانی، محمد علی طاهری، ص 15 و 71.

[2]– طاهری معتقد است قرآن نوشته‌‌ی رسول اکرم است و دارای تناقضات متعددی است. او بارها در بیاناتش اشاره کرده که قرآن تناقض دارد و ما وظیفه داریم این تناقضات را به مردم بگوییم.

[3]– در فرقه‌‌ی عرفان حلقه، افراد به بهانه‌‌ی عدم کیفیت در نماز و عبادات، به ترک نماز و سایر عبادات تشویق می‌شوند. قطعاً کسی با کیفیت یافتن نماز مشکلی ندارد ولی روشی که عرفان حلقه در این باره پیشنهاد می‌دهد غیر دینی و غیر عقلانی است.

[4]– طاهری زیارت قبور ائمه و رفتن به قبرستان‌ها را مرده پرستی می‌داند و توسل به اهل بیت را هم استعان از غیر خدا می‌خواند.

[5]– طاهری شاگردانش را از رفتن به قبرستان‌ها منع می‌کند و می‌گوید در قبرستان‌ها ارواح اموات و کالبدهای ذهنی فراوانی وجود دارد که ممکن است شما آنها را جذب کنید.

[6]– طاهری توجه به قرآن و قرائت مستمر آن را کتاب پرستی می‌داند.

[7]– طاهری تمام روایاتی که درباره‌‌ی تاثیر اذکار، دعاها، تلاوت آیات قرآن برای مصون ماندن از گرفتاری یا بلاها بیان شده، بی هیچ مدرک محکمه پسندی رد می‌کند و در پاسخ شاگردانش که سند این ادعا را طلب می‌کنند، می‌گوید «این جزو شهودات من است»! وی مدعی می‌شود استفاده از این حرزها و عبارات برای شفای بیماری یا مصون ماندن از بلایا، شرک محسوب می‌شود؛ چون از کسی غیر از خدا طلب عافیت می‌کند. در حالی که هر خردمندی اقرار می‌کند خدای حکیم خواص و آثار را در اسبابی قرار داده تا به واسطه‌‌ی آن اسباب خیری به بندگانش برسد. به عنوان مثال در عسل، خاصیت شفا دهندگی قرار داده و خود نیز در قرآن به آن اشاره فرموده. آیا اگر کسی برای درمان مرضش عسل بخورد، به معنای شرک به خدا و استمداد از غیر اوست؟

[8]– طاهری در سخنرانی خود موضوع رجعت بزرگانی همچون عیسی مسیح را مسخره می‌کند و می‌گوید چرا باید بزرگانی مثل مسیح دوباره به زمین برگردند و مگر زمین چه امتیازی دارد که آنها بخواهند بیایند؟ آن زمان اسب سوار می‌شده‌‌‌اند و الان باید بیایند رانندگی یاد بگیرند! صدای این بخش از سخنرانی او را می‌توانید در آدرس زیر گوش کنید:

http://s1.picofile.com/file/7107261826/zohoor1_taheri.mp3.html

[9]– طاهری بر خلاف آنچه در قرآن و روایات آمده، شیطان را به عنوان موحد حقیقی معرفی می‌کند (شبیه اعتقادات برخی فرقه‌های شیطان پرستی) و می‌گوید: “خداوند به ابلیس ماموریت داد که به فرمان سجده بر آدم اعتنا نکند و او نیز این ماموریت را پذیرفت و بر خلاف ملائکی که بر آدم سجده کردند. از فرمان سجده، سرپیچی کرد و به اذن خداوند تا پایان سیر او در جهان دو قطبی، به سجده در برابر وی در نخواهد آمد. یعنی تا مقطع معلومی بر سر نقش خود پابرجا خواهد بود. پس تبعیت نکردن از فرمان سجده در ظاهر، نافرمانی است. اما در عین حال، فرمانبرداری است. چون خداوند آنرا از پیش تعیین کرده است. خداوند با امر به این که ابلیس جز بر او سجده نکند، نقش موحدی را به او می‌دهد که برای انجام مأموریت خود از جهان تک قطبی (بارگاه الهی) رانده می‌شود”: سایت عرفان حلقه نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390. همچنین در این فرقه، شیطان به عنوان «ملک» (فرشته) معرفی می‌شود؛ حال آنکه به تصریح قرآن، شیطان از جنّیان و از جنس آتش خلق شده و فقط در صف فرشتگان حضور داشته است.

[10]– اکثر سخنرانی‌ها و نوشته های طاهری با همین عبارت «به نام بی نام او» شروع می‌شود. او یک شعر هم با همین مدخل سروده: به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم؛ در امتداد شب بنشینیم و طلوع کنیم .

جهان از چند دهه پیش، بستر ظهور و پیدایش چشم‌گیر و روزافزون مکاتب و فرقه‌های معنویت گرای انحرافی و عرفان‌های کاذب نوظهور هست؛ در این بین کشور ایران نیز از جریان این پروسه (یا به عبارتی پروژه) جهانی عقب نمانده و شاهد ظهور صدها مدعی تاسیس و بنیان نهادی عرفانی و معنوی بوده است.

یکی از این عرفان‌ها که از سال‌های آغازین دهه هشتاد شمسی در ایران که به‌طور مخفیانه و زیرزمینی اقدام به برگزاری، آموزش و عضوگیری مرید و داوطلب کرده، عرفان حلقه یا کیهانی است، که توسط شخصی به نام محمد علی طاهری پایه‌گذاری شده است.

نقد و بررسی

در عرفان حلقه عنوان مي شود که «يکي از رسالت هاي ما اعتلاي عرفان ايران است». همچنین مؤلف عرفان کيهاني پيشگفتار کتابش را تحت عنوان «ايران و دنياي عرفان» تنظيم نموده است که بحث مفصلي در مورد «عرفان ايران» است. در همين مقدمه بيش از 10 بار واژه «عرفان ايران» تکرار شده است. آنچه در اين باب قابل ذکر است نگاه مؤلف به عرفان است.

روشن است که تمامي آيين ها و مکاتبي که نوعي از معنويت را عرضه کرده اند، در ابتدا کار خود را از مکان جغرافيايي خاصي شروع کرده اند و ايرادي ندارد که ما خاستگاه يک آيين را کشوري خاص يا منطقه جفرافيايي خاص بدانيم؛ اما جغرافيا تعيين کننده هويت يک عرفان نيست و براي بيان حقيقتِ يک عرفان از آموزه ها و تعاليم و مضامين بايد صحبت شود؛ نه از خاستگاه جغرافيايي آن.

مهمترين سوالي که در اينجا از مولف کتاب قابل پرسش است اين است که آيا عرفان بر آمده از دين است يا از جغرافيا؟ به عبارت روشن تر براي عارف شدن بايد سراغ دين رفت و تعريف عرفان را از متون ديني جويا شد يا اين که عرفان ارتباطي با اديان ندارد و مستقل از دين هم مي توان جوياي عرفان شد؟

واضح است اگر کسي ماهيت عرفان را ديني بداند و حقيقت عرفان را دينداري بداند در آن صورت بيش از آن که بر جغرافيا تاکيد کند، بر دين متمرکز مي شود و ماموريت خود را احياي آموزه هاي ديني (که پشتوانه عرفان محسوب محسوب می شود) معرفي مي کند.

لازم است مطلب بالا را با بيان ديگري توضيح دهيم:

آيا جوهره عرفان، حقيقتي است که فقط در دين و دينداري يافت مي شود يا اين که بدون دين و آموزه هاي وحياني هم مي توان به ساحت عرفان قدم گذاشت؟

با نگاه به متون عرفان حلقه روشن مي شود که آموزه هاي وحياني و تعاليم ديني حداکثر موّيد عرفان اند؛ نه مصدر و زير بناي عرفان. در عرفان حلقه گفته مي­شود که نه تنها خاستگاه و زادگاه عرفان حلقه، بلکه ماهيت اين جريان و هويت آن، ايراني است.

آنچه از شواهد ديني و اسلامی در متون عرفان حلقه منعکس شده است، تنها با اين نگاه است که اديان الهي تاييد کننده عرفان اند و عرفان را پذيرفته اند، نه اين که راه انحصاري عرفان از اديان مي گذرد. به همين جهت است که پيروان ديگر مکاتب مانند مسيحيت و يهوديت، بدون اينکه احساس کنند به دين داري ـ طبق آموزه هاي ديني خودشان ـ نيازي دارند، با هدف دست يافتن به عرفان، در جلسات عرفان حلقه حضور مي يابند.

در عرفان حلقه از يک سو به شريعت و آداب و مناسک اديان دعوت نمي شود و اساساً خود را با اعتقادات و مباني هيچ يک از اديان درگير نمي کنند و از سوي ديگر تعاليم و آموزه هاي خود را نجات بخش و براي کسب رشد و تعالي، کافي مي­دانند و پایان راه در عرفان حلقه را کمال مي دانند. چنان که آمده است: «هدف از اين شاخه عرفانی (عرفان حلقه) کمک به انسان در راه رسيدن به کمال و تعالي است، حرکتي از عالم کثرت به وحدت».

جمله فوق حکايت گر این است که تعليمات خود را ـ بدون اينکه به آموزه هاي مطرح شده در اديان نياز ضروري پيدا شود ـ براي تکامل کافي مي دانند. بنابراين استفاده از آيات قرآن و روايات در متون عرفان حلقه، در حد شاهد و قرينه است نه در حد دليل.

بنیانگذار عرفان کیهانی محمد علی طاهری، از تحصیلات آکادمیک عالی برخوردار نیست. نوشته‌ها و گفته‌های وی نشان می‌دهد که در علوم مافوق طبیعت از جمله در تسخیر جن، مطالعات و فعالیت‌هایی داشته و نیز با مکاتب هندي مانند یوگا و طب‌های گوناگون آشنایی یافته است. وی گرچه با تأسیس مکتبی به نام عرفان حلقه یا عرفان کیهانی و برگزاري جلسات گوناگون در محافل عمومی و دانشگاهی و انجام برنامه‌هاي درمانی و نگارش چند کتاب و مقاله و با چند بار اتهام و دستگیري، شهرتی یافته، اما هنوز گذشته وي در ابهام است و به طور شفاف براي عموم، بازگو نشده است. در کتاب‌هاي وي و سایت‌هایی که به بیان آموزه‌های عرفان کیهانی می‌پردازند مشخصاتی از وي مشاهده نمی‌شود.

 

افرادي که ادعاي بزرگ دارند به یکی از دو پشتوانه تمسک می‌کنند: برخی افراد براي توجیه نظرات خود به تحصیلات آکادمیک خود توجه می‌دهند، اما برخی دیگر مانند طاهري که از پایه علمی برخوردار نیستند به دریافت الهامات تمسک می‌کنند. بنابر گفته‌های طاهري، عرفان کیهانی هنگام نگارش «انسان از منظري دیگر» قدمتی سی ساله داشته و بر اساس ادراکات شهودي وي در ۳۰سال پیش، استوار است؛(1) وي از سال 1383 به تبلیغ عرفان کیهانی پرداخته و در ادامه فعالیت هاي خود توانسته برخی افراد تحصیل کرده دانشگاهی را به همکاري با خود جذب نماید و از آنها در نگارش کتاب‌هایش کمک بگیرد.

دامنه ادعاهاي او فراتر از الهام، تا آنجا پیش رفت که مدعی توانایی اتصال به پدیده‌اي به نام شعور کیهانی است. او نه تنها خود، این توانایی را دارد بلکه تنها کسی است که می‌تواند این توانایی را به دیگران تفویض کند تا توسط آن، بیماران را به پدیده‌اي به نام شعور کیهانی متصل کنند و از این طریق، بیماري آنان درمان گردد. اضافه بر این وي مدعی تفویض لایه محافظ و تفویض نیروي کیهانی است. از نظر وي فرادرمانی، توانایی ویژه­‌اي لازم دارد که فقط از طریق تفویض، قابل دستیابی است و قابل فراگیري از راه دیگري مانند آموختن از معلم و مطالعه کتاب نیست. محمد علی طاهري، علوم اسلامی را فرانگرفته است و حتی قرآن را به درستی نمی‌تواند قرائت کند با این حال چنانکه در کتاب‌هاي وي مشاهده می‌شود به تفسیر آیات قرآن می‌پردازد و تلاش دارد باطن آیات را درك کند.

 

وي اساس عرفان را درك باطن می‌داند و سعی دارد از اعمال دینی کشف رمز نماید. وي هدف عرفان حلقه را نزدیک کردن دنیاي مذهب و علم و عرفان به یکدیگر می‌شمارد؛ به همین جهت سعی می‌کند براي اعمال و تکالیف دینی توجیهات علمی بازگو کند. وي عرفان کیهانی را مطابق با مبانی اسلامی و برگرفته از عرفان اسلامی و ایرانی می‌شمارد(2) ناتوانی علمی وي در مواجهه با پرسش‌ها آشکار است. فایل‌هاي موجود از جلسات گفت‌وگو با دیگران و پاسخ‌هاي وي به پرسشگران و در واقع، طفره رفتن‌ها نشان می‌دهد که وي از پشتوانه علمی کافی برخوردار نیست به همین جهت نوشته‌هاي خود را نیز به همت دیگران به نگارش درآورده است.
ترویج مسائلی مانند درمان توسط شعور کیهانی و نیز سایمنتولوژي و هم چنین ترویج دیدگاه‌هایی مانند اینکه عرفان نیاز به ریاضت ندارد و به اعتقادات انسان ارتباطی ندارد و در عمل باید به باطن توجه نمود، باعث رواج این عرفان و گسترش آن شده است. بنیانگذار این فرقه، در پی نقدهاي وارد بر این مکتب نام آن را در آبان 1389 از عرفان کیهانی به فرادرمانگر تغییر داد(3).
گرچه اغلب کارشناسان و وزارت بهداشت و پلیس ایران، نظریه‌ای که اولین بار توسط محمدعلی طاهری ارائه گردیده، غیر علمی می‌دانند؛ هوادارانش مدعی هستند که فرادرمانی شاخه‌ای از پزشکی جایگزین و درمان‌های مکمل به شمار می‌‌رود که در آن درمان در حوزه پزشکی بدون هیچ مداخله کمی (تجویز دارو و…) صورت می‌‌گیرد و هیچ‌گونه عوارض جانبی ندارد. گرچه وزارت بهداشت ایران آنرا تأیید نکرده(4) و بعضی صاحب نظران پزشکی نیز آنرا مبتنی بر مبانی علمی نمی‌‌دانند. مقالاتی درباره تاثیر فرادرمانی بر شیزوفرنی و استرس در ژورنال معتبر السویر چاپ شده است. بنیانگذار این روش آنرا بخشی از «عرفان حلقه» می‌‌داند و مدعی ‌است که درمانگر با اتصال به شبکه «شعور کیهانی» اعضای معیوب بدن را درمان می‌ کند. در این نظریه، انسان مجموعه‌ای از کالبدهای گوناگون مانند کالبد فیزیکی (جسم)، کالبد روانی، کالبد ذهنی و کالبدهای دیگر و همچنین مبدل‌‌های انرژی یا همان چاکراها می‌‌باشد.(5) برخی معتقدند که این روش از نوعی عرفان ژاپنی به نام ریکی اقتباس شده ‌است. به معنای «کیهان» و «جهان» و به معنای روح و انرژی حیاتی است. پس از دستگیری محمدعلی طاهری در ۱۴ اردیبهشت ۹۰ به اتهام ارتداد، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ فرادرمانی را مدرن شده رمالی و جادوگری‌های قدیم دانست(6) اما جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران ضمن جدا دانستن روش‌های ارائه شده توسط محمدعلی طاهری و رمالان اعلام داشت: محمدعلی طاهری در حوزه‌های فکری و تزهای غیرمجاز فعالیت داشته و در ارتباط با این حوزه دستگیر شده و پرونده‌اش در اعتراض به دادگاه عمومی فرستاده شده است. اما حجم تخلفات برخی خبرگزاری‌ها در انتشار ادعای اتهام‌های مختلف بر علیه او تا بدانجا بود که وکیل او اذعان داشت که با توجه به حجم عظیم این تخلفات، پیگیری دعاوی خارج از عهده هر انسان متعارفی می‌‌باشد. او از دادستان تهران درخواست کرد ضمن پیگیری مستقیم و عاجل از ادامه تضییع حقوق محمدعلی طاهری در رسانه‌ها جلوگیری شود.(7)
محمدعلی طاهری در ادعایی تامل برانگیز مدعی شده بیش از 30 سال است که به او الهامی از قبیل وحی‌های پیامبران می‌شود.عامل ایجاد این رشته، مواجه شدن اینجانب (بنیانگذار فرادرمانی و سایمنتولوژی) با وقایع و حقایق هستی است که از دوران طفولیت به شدت توجه مرا به خود جلب می‌کرد؛ تفکر نسبت به اینکه «از کجا آمده‌ایم؟ چرا آمده‌ایم؟ به کجا می‌رویم؟ خالق کیست؟ چرا خلق کرده است؟ نتیجه این خلقت چیست؟ انسان کیست؟ راه‌های نزدیکی و شناخت او چیست؟ توان بالقوه ی او چگونه فعال می‌شود؟ زندگی و مرگ چیست؟ و…». یعنی،‌اشتیاقی بیش از حد برای فهم جهان هستی و پی بردن به رمز و راز خلقت داشتم؛ به طوری که این افکار لحظه‌ای مرا رها نمی‌کرد. تا اینکه در دهم آبان سال 1357 به یکباره با الهام‌ها و دریافت‌های ذهنی‌ای روبرو شدم که به دنبال آن زوایایی از هستی و انسان بر من آشکار شد و در نتیجه آن به این آگاهی رسیدم که بر جهان هستی، شعور و هوشمندی عظیمی حاکم است. این هوشمندی همانند یک «اینترنت کیهانی» همه اجزا و زیر مجموعه خود را تحت پوشش هوشمندانه‌ای قرار داده است. این آگاهی نه تنها دربرگیرنده موضوعات نظری بود، بلکه اطلاعات کاربردی و دستورالعمل استفاده و بهره‌برداری عملی از آن را نیز شامل می‌شد و نحوه استفاده از چنین اینترنتی، دستمایه بنیانگذاری طب‌های مکمل ایرانی (فرادرمانی و سایمنتولوژی) و چند رشته دیگر گردید.
نتیجه‌گیری
منشا عرفان کیهانی، عرفان الهی نیست، چون اگر الهی بود باید نام آن را عرفان الهی می‌‌گذاشتند. عرفان کیهانی یک نوع عرفان ماتریالیستی است که ما مثلاً در قرن 17و 18میلادی در غرب شاهد این قبیل گروه‌‌های شبه ‌عرفانی ماتریالیستی بودیم. یعنی کسانی آمدند و یک سری ایدئولوژی‌هایی را مطرح کردند و علیرغم اینکه خدا را انکار می‌کردند، اما به انرژی طبیعت و انرژی کهکشان‌ها و… قائل بودند. هالیوود نیز در برهه‌ای از زمان مبادرت به ساخت فیلم‌هایی کرد که در آن به ارتباط انسان‌ها با کهکشان‌ها می‌پرداخت و انسان‌های ماورایی در آن به تصویر کشیده می‌شدند. نمونه‌ای از این دیدگاه را می‌توان در عرفان حلقه دید. از جهت دیگر می‌توان گفت فرقه حلقه یا کیهانی را می‌‌توان نمونه‌ای کپی شده از برخی فرقه‌های هندو دانست. شاید یکی از بارزترین شیوه ‌های این فرقه و جریان، استفاده از مسائلی هم چون درمان، فرادرمانی، شفای بیماران، آرامش و غیره است که برای تبلیغ خود استفاده می‌ کنند. حال شاید مهم‌ترین دغدغه‌ای که مسئولین فرهنگی با آن مواجه می‌‌باشند نحوه مواجهه با این جریان عرفان‌نما و سایر عرفان‌های نوظهور می‌‌باشد.
ـــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت‌ها:
1. انسان از منظري دیگر، ص.18
2. عرفان کیهانی، ص51.
3. ر. ك. ویکیپدیا: فرادرمانی و نیز سایت www. mataheri.com اطلاعیه یکم آبان ماه 1389.
4. فرادرمانی یا سراب درمانی، جهان نیوز تاریخ بازدید: ۵/۵/۱۳۹۰.
5. فرادرمانی و حلقه عرفان، خبرگزاری آفتاب.
6. از فرادرمانگری تا ارتداد، صدای آلمان دویچه وله. بازبینی‌شده در 2011/5/18.
7. روزنامه شرق. بازبینی‌شده در 11/9/2011.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بخش‌های مقاله

مقالات مرتبط