انرژی چیست؟ طبق قانون پایستگی انرژی جهان از ماده و انرژی تشکیل شده که این دو به یکدیگر قابل تبدیل هستند.
انرژی انواع مختلفی دارد. منظور از انرژی در انرژی درمانی هیچ یک از انواع انرژی فیزیکی مصطلح در فیزیک کلاسیک نیستند شاید دلیل مصطلح شدن و متداول شدن این واژه آن باشد که در این نوع درمان به نظر میرسد نیرویی به طرف بیمار جاری میگردد. که این نیرو و یا انرژی عامل درمان بیماری است.
این نوع انرژی در هیچ یک از کتب فیزیک کلاسیک مورد بحث قرار نگرفته است و از آنجایی که این انرژی فیزیکی و کلاسیک نیست واضح است که تابع قوانین فیزیک کلاسیک هم نمیتواند باشد ولی فیزیکدانان جدید با این انرژی آشنا هستند و سعی در یافتن مبانی علمی آن نموده و در این راه به نتایج زیر دست پیدا کرده اند:
۱- این انرژی تابع قوانین جدیدی است که با قوانین فیزیک کلاسیک متفاوت است.
۲- این انرژی شعور دارد.
۳- این انرژی طول موجهای مختلفی دارد.
۴- هر یک از طول موجهای آن دارای رنگ متفاوتی است. این رنگها با چشم معمولی قابل رویت نیستند ولی توسط کسانی که روشن بین یا پرتو بین نامیده میشود دیده میشوند و توسط دوربینهای کریلین قابل ثبت و ضبط میباشند. قابل ذکر است که دوربین کریلین توسط دو دانشمند روسی اختراع شده است.
۵- این انرژی در تمام عالم موجود است.
۶- این انرژی موجود اصلی در دنیا است ماده و انرژی فقط انواعی از تظاهرات این انرژی محسوب میشوند و بنا به میل این انرژی میتوانند به وجود بیایند و یا معدوم شوند.
۷- نسبت این انرژی در مقابل کل ماده و انرژی فیزیکی موجود در جهان ۹۵٪ تخمین زده شده است.
۸- تمام اجزای موجود در کائنات به هم پیوسته هستند. یعنی اجزای این انرژی و کلاً اجزای تمامی موجودات در همه دنیا از یکدیگر خبر دارند و با یکدیگر در ارتباط میباشند. بنابراین میتوانند به عنوان یک کل واحد در نظر گرفته شوند.
۹- چون این انرژی فیزیکی نیست بنابراین تابع قوانین فیزیک کلاسیک هم نمیتواند باشد وبه همین دلیل ابعاد زمان و مکان نیز برای آن مطرح نیست.
۱٠- حرکت این انرژی ناپیوسته یا جهشی است یعنی از یک حالت به حالت دیگر میتواند بدون حالتهای واسطه حرکت نماید و محدود به سرعت نور هم نمیتواند باشد.
- نظر فلاسفه در مورد ماهیت زندگی و زنده بودن:
۱- نظریه مکانیستیک
طبق این نظریه موجودات زنده همگی ماشینهایی هستند که با قوانین فیزیکی و شیمیایی قابل توجیه میباشند. طبق این نظریه در حقیقت تفاوتی بین موجودات جاندار و بیجان وجود ندارد و در نهایت انسان هم ماشینی است که قادر به تفکر است.
موجود اصلی در دنیا ماده و انرژی است و شعور از ماده (از مغز) حاصل میشود هرچه در مورد شعور و تفکر میتوان دریافت، با مطالعه مغز حاصل میشود چون شعور بدون ماده نمیتواند وجود داشته باشد و غیر قابل تصور است.
۲-نظریه ویتالیستیک
طبق این نظریه موجودات دنیا به دو دسته زنده و غیر زنده تقسیم میشوند. موجودات غیر زنده فقط از ماده و انرژی شکیل شدهاند و موجودات زنده از ماده و انرژی به علاوه یک روح غیر فیزیکی ترکیب یافته اند.
۳- نظریه هولیستیک
طبق این نظریه همه موجودات دنیا را میتوان زنده به حساب آورد. موجود اصلی در دنیا فکر است که ماده و انرژی از آن به دست میآید. به عبارت دیگر تا آنجایی که به انسان مربوط میشود انسان فکریست که یاد گرفته چگونه ماشین بدن را بسازد.
تفاوت اصلی بین تفکر شرقی و غربی آن است که در شرق قدیم کلی نگری دیدگاه هولستیک مورد نظر بوده است ولی تجزیه و تحلیل اندازهگیری خاصه اصلی تمدن غربی است. در مغز انسان نیمکره راست بر اساس تمدن شرق و نیمکره چپ بر اساس مدن غرب عمل میکند. تصور جامد بودن انسان و دنیا و تصور مجرد بودن و تداوم خطی زمان تصوریست که اکثر مردم زمان ما دارند که همان طرز تفکر نیوتونی و مکانیستیک است. اولین ضربهای که بر پیکر قوانین فیزیک کلاسیک وارد آمد بیان فرضیه نسبیت انیشتین بود. به نظر انیشتین زمان به عنوان یک پدیده مجزا وجود ندارد و قسمتی از ابعاد چهارگانه در جایگاه (space-time) محسوب میشود. انیشتین پیشنهاد کرد که نظریه ذرات دیگر به عنوان یک اصل در نظر گرفته نشود و به جای آن پیشنهاد نمود که دنیا از میدانها تشکیل شدهاند. هر چیزی که قبل از این به عنوان ذره فیزیکی از آن یاد میشد، به نظر انیشتین یک میدان است که به صورت ناگهانی در فضا ختم نمیشود، بلکه با کاهش شدت در فضای وسیعی پخش میگردد. در مواقعی که دو میدان به هم نزدیک میشوند، تداخل آنان میدان واحدی را تشکیل میدهد. که شباهتی با میدانهای تشکیل دهنده خود ندارد. به نظر انیشتین هیچ میدانی که تحت تاثیر میدانهای دیگر نباشد در جهان وجود ندارد و بنابراین تمامی دنیا از جمله انسانها جزئی از میدان واحد و بزرگی هستند که او آن را میدان واحد جهانی نامید.
در دهه ۱۹۲۰ فیزیکدانان وارد دنیای عجیب ذرات زیر اتمی شدند. در این دنیا هر بار که فیزیکدانها تجربه و سنجشی انجام میدادند جواب متفاوتی دریافت میکردند. تا با آنجا که متوجه شدند عدم قطعیت قسمتی از طبیعت ذرات زیر اتمی است. معلوم شد که امواج الکترومانیتیک به صورت مداوم پخش نمیشوند بلکه به صورت دستههای انرژی کوانتوم انتشار پیدا میکنند. هرچه بیشتر ماده شکافته شود میبینیم که از ذرات بنیادین تشکیل نشده بلکه در سطح زیر اتمی ماده به صورت یقین وجود ندارد و فقط گاهی مایل به وجود نشان میدهد. ذرات زیر اتمی به یکدیگر قابل تبدیل هستند و همچنین قابل تبدیل به انرژی (برعکس) میباشند. در عالم این فعل و انفعالات دائم در حال انجام است نظریه کوانتومی از نظریه نسبیت فراتر میرود و اساس تصور دنیای مکانیستیک ا به هم میریزد.
قسمتهایی از نظریه کوانتوم که مربوط به این مطلب میشوند عبارتند از:
۱- حرکت کلاً ناپیوسته است، یعنی ذرات از یک حالت به حالت دیگر بدون حالتهای واسطه میتوانند انتقال پیدا کنند.
۲- موجودات بر حسب شرایطی که در آن مطالعه میشوند میتوانند حالات مختلفی داشته باشند مثلاً شبیه ذره یا شبیه موج و یا حالتی بین این دو باشند.
۳- دو موجود هر چقدر که از یکدیگر دور باشند با یکدیگر در ارتباط هستند. یعنی تمام دنیا باید به عنوان یک کل واحد در نظر گرفته شود.
تفاوت اصلی بین نظریه نسبیت و نظریه کوانتومی آن است که در نظریه نسبیت احتیاج به تداوم رابطه بین علت و معلول و مکان وجود دارد، در حالی که در نظریه کوانتومی ناپیوستگی و عدم علیت و عدم اهمیت مکان نشان داده شده است.
انرژی در عرفان حلقه چگونه تعریف میشود؟
آیا این انرژی با انرژی تعریف شده در فیزیک یکسان است یا مفهومی فراتر از آن دارد؟
منبع پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
انرژی درمانی از جریانات شبه معنوی فعال در ایران است، که با توجه به همهگیری فضای مجازی، برخی مدعیاند توانایی ارسال انرژی از راه دور را برای مخاطبان خود دارند؛ این افراد به صورت مجازی به انرژی درمانی پرداخته و مدعی پاکسازی انرژی از راه دور و بدون حضور افراد هستند. البته این مروجان بیان داشتند که برای جذب انرژی باید فضای «ریلکسی» داشته باشید؛ یعنی با کنترل عوامل محیطی یک مکان آرام انتخاب کرده و در حالت مراقبه بنشینید تا در ساعت اعلامی، انرژی برایتان ارسال شده و پاکسازی انرژی اتفاق بیافتد. این انرژی در ساعت اعلامی ارسال خواهد شد و حتی اگر خواب باشید این انرژی را جذب میکنید، البته باید از قبل در کانال ارسال انرژی در شبکه اجتماعی یا پیام رسان عضو باشید.
برای شناخت بیشتر این انرژی، به بررسی و احصاء ویژگیهای این جریان می پردازیم:
1. برخی از مروجان این جریان، ماهیت این انرژی را یک وجود غیر مادی میدانند.
2. این انرژی را درمانگر بیماری به صورت مستقل بیان میکنند.
3. این انرژی فقط برای کسانی قابل جذب است که اعلام آمادگی کنند و به نوعی اجازه ورود این انرژی به بدن خود را بدهند.
4. موافقت ورود این انرژی به بدن اختصاص به انشاء و گفتار زبانی نیست. اجازه، با حضور فیزیکی پیش مدعی انرژی درمانی و یا حضور در کانال شبکه اجتماعی، به نوعی اعلام موافقت است.
5. بین انرژی و انسان یک ارتباطی محقق میشود.
6. حضور یک انسان به عنوان رابط، بین انرژی و بیمار ضروری است. ارتباط مستقیم انرژی و بیمار معمولا وجود ندارد.
7. برخی مروجان مدعی هستند که هر نوع بیماری حتی میگرن و سرطان و… را درمان میکنند.
8. در ارسال انرژی از راه دور در مواقعی، ساعت تعیین میشود؛ مثلاً روز سه شنبه ساعت 22 شب، انرژی ارسال و از قبل به مخاطب اعلام میشود.
9. دریافت این انرژی فقط مختص افراد هوشیار نیست، میشود در خواب نیز این انرژی را دریافت کرد.
10. برخی افراد بعد انرژی درمانی مدعی هستند که شاهد تغییرات و اثراتی بودهاند.
11. برخی گزارش آسیبهای جسمی، اعتقادی و ماورائی را ذکر کردهاند.
12. انرژی درمانی یک بحث شبهعلمی است و با اینکه افراد زیادی تلاش کردند با روشهای علمی اصل وجود و اثرات مثبت آن را اثبات کنند، اما تا بحال چنین چیزی محقق نشده است.
13. انرژی درمانی چون دخالت در امور درمان و پزشکی است، باید مجوز قانونی از مراجع ذی صلاح داشته باشد، ولی چنین مجوزی وجود ندارد. انرژی درمانی، چون یک نوع فعالیت در امور درمان بدون مجوز قانونی است، اگر شخصی از این جریان شکایت کند، جرم تلقی میشود.
14. سیستم انرژی درمانی را به نوعی شبیه جریان الکتریسیته تعریف کردهاند.(این همانی نیست، شباهت است.)
15.مروجان و ارائه کنندگان انرژی درمانی به قانون تمکین نکرده؛ بدون مجوز در حوزه درمانگری مشغول هستند و به صورت زیر زمینی و غیر قانونی فعالیت میکنند.
16. شفافیت فعالیت از لحاظ محتوایی و چگونگی مکانیزم فعالیت و انجام انرژی درمانی مشخص نیست.
17. عدم شفافیت مالی و عدم پرداخت مالیات در این جریان بارز است.
ویژگیهای ذکر شده در انرژی درمانی، در جریان «عرفان حلقه» نیز مشاهده میشود. البته احتمال دارد که با بررسی بیشتر، برخی مسائل دیگر نیز به موارد فوق اضافه شود. محمد علی طاهری مؤسس عرفان حلقه، اصل مقوم این مکتب را وجود یک موجود به نام «شبکه شعور کیهانی» معرفی می کند که با بررسی تطبیقی بین ماهیت و آثار انرژی در انرژی درمانی و شبکه شعور در عرفان حلقه، شباهتها و این همانی بینشان تقویت میشود که در یادداشت بعدی ویژگیهای عرفان حلقه تفصیلاً بیان و ادعای این همانی و وحدت مصداقی ماهیت «انرژی» در انرژی درمانی و «شبکه شعور» در عرفان حلقه و یا حداقل شباهت این دو جریان کامل مشخص میشود.
شناخت دقیق انرژی درمانی به نسبت عرفان حلقه، برای عموم مردم شناخته شده نیست و نتیجه بررسی تطبیقی این دو جریان این است که شناخت بیشتر محقق شده و راهکارهای مقابله با آسیب در عرفان حلقه احتمالاً در انرژی درمانی نیز اثرگذار خواهد بود.
با شناخت ویژگیهای فوق، متوجه ماهیت این جریان میشویم و البته تأمل در این ویژگیها، باعث پیدا کردن راهکارهای مقابله متناسب و صحیح میباشد.
محمد جواد نصیری
شباهتها بین جریان انرژی درمانی و جریان عرفان حلقه
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ برخی پیجها و کانالها در شبکههای اجتماعی و پیامرسان، مدعی شده اند که توانایی ارسال نوعی انرژی از راه دور را برای مخاطبان دارند. این مدعیان در توضیح گفتهاند: «مخاطبان برای اینکه این انرژی را جذب کنند میتوانند مثلاً در ساعت 23 شب آماده دریافت باشند». البته برای جذب انرژی باید عضو کانال وی باشند. همچنین برخی از این مروجان ارسال انرژی از راه دور، بیان میکنند که صرف حضور در این کانال کافی است و حتی اگر خواب باشید این انرژی را جذب میکنید.
در مورد این ادعاها باید گفت که بخشی از این ادعاها قطعاً دروغ و فریب است؛ این ادعاها برای جذب فالوور و عضو جدید و یا حفظ اعضای قبل بیان میشود؛ همچنین انگیزه دیگر اینها با هدف کسب وجه ماورائی و سوءاستفادههای آتی است که عرضه میشود، اما باید گفت: بخشی از افرادی که این ادعاها را دارند، ممکن است واقعاً بتوانند اثرات ماورائی بر افراد بگذارند؛ آنچه این احتمال را تقویت میکند، این است که در توضیحات ارسال انرژی گفته شده است که مخاطب یا باید در حالت مدیتیشن باشد، یا در حالت خواب باشد تا بتواند از این انرژی ارسال شده توسط مسئول کانال یا فرد دارای انرژی استفاده کند. برای ورود این انرژی وقتی حالت مراقبه داشته باشید یک حالت نیمه خلسه رخ میدهد و در خواب نیز انسان، هوشیاری کامل ندارد و در این مواقع انرژی ارسالی را مخاطبین دریافت میکنند که باید گفت: دقیقاً در چنین حالتهایی، بدن مستعد پذیرش آسیب ماورائی میشود.
اینکه واقعاً ماهیت این انرژی چیست و چرا در بعضی افراد اثراتی دارد، اختلافی است؛ آما آنچه مشخص است این است که این انرژی در واقع یک میدان مغناطیسی، الکترونیکی و مادی نیست. این انرژی فیزیکال نیست و یک ماهیت ماورائی دارد. اینجا در مواردی اثبات شده که یک حقیقت خارجی و یک واقعه بیرونی در برخی انرژی درمانیها رقم میخورد، اما ماهیت آن چون ماورائی است و قابل سنجش و بررسی نیست، مشخص نیست و البته آسیبهای ماورائی نیز دارد.
شاهد بعدی در آسیبزا بودن این موضوع، این است که مروجان انرژی درمانی و پاکسازی انرژی از راه دور، در توضیحات خود، صحبت از انرژی کندالینی میکنند و مباحث مدیتیشن و کندالینی در مکتب یوگا بسیار مورد تاکید است. یکی از موضوعات اصلی و کلیدی در یوگا، بحث کندالینی است. کندالینی را مار چمبره زده نامیدهاند. کندالینی نیرویی است که به معنای مار خفته هم نامیده میشود. زمانی که این مار درون انسان بیدار و فعال شود، بر یوگاکار مسلط میشود. پتنجلی، نویسنده کتاب یوگا سوترا، عنوان میکند این نیرو و حالات از سوی خدایان است. وی می گوید: «زمانی که خدایان دعوتت میکنند، جایی برای تکبر و دلبستگی وجود ندارد؛ زیرا امکان احیای چیزهای نامطلوب وجود خواهد داشت».[1]
دیگر موضوعی که این مروجان بدان اشاره میکنند، بحث انرژی ریکی[2] است و در این حوزه هم علاوه بر اینکه تأیید علمی بر درمان وجود ندارد، آسیبهایی نیز گزارش شده است. اصطلاحاتی؛ همانند انرژی درمانی، کندالینی، ریکی و… ریشه در سرزمین و ادیان شرقی دارد؛ اینجا علاوه بر آسیب های جسمی و ماورایی که متصور است، به علت ریشه داشتن این مباحث در باورها و اعتقادات آن سرزمین، آموزه های انحرافی دینی و جهان بینی نیز دارد و آسیب اعتقادی نیز در اینجا برای افراد رقم می خورد.
پینوشتها:
[1]. پتنجلی، یوگه سوتره، فصل۳، بند۵۲
[2]. ریکی (Reiki ) نوعی روش ژاپنی از پزشکی مکمل است که انرژی درمانی نامیده میشود.
محمد جواد نصیری
تاثیر انرژی ذهنی صحیح یا غلط؟
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ چیستی انرژی ذهن و محدودهی عمل آن همیشه برای محققان حوزه مطالعات معنوی سؤال بوده است و به جرئت میتوان گفت از مهمترین چالش پژوهشگران حوزهی عرفانهای کاذب در مقابله با شبهجنبشهای معنوی مسأله انرژی ذهن و محدودهی عملکرد آن است. چرا که در شبه معنویتهای نوپدید، با اصلی به نام «قانون جذب» سعی در شناساندن نیروی برتر در وجود انسان هستند.
قانون جذب در یک کلام یعنی هر چیزی که در درون یا ذهن ماست در بیرون واقع خواهد شد. آنها معتقدند بین ذهن ما و کائنات و عالم واقع رابطه مستقیمی وجود دارد که هر چیزی که در ذهن ماست در دست ما هویدا خواهد شد. طرفداران قانون جذب تاکید دارند که این راه به صورت قانون میتواند عمل کند! همچنین طرفداران قانون جذب تاکید میکنند که این تصور و تجسم شما نباید اینطور باشد که فکر کنید در آینده آن را بدست خواهید آورد، چرا که شما این آرزو را همیشه در آینده نگه خواهید داشت، یعنی این خواسته را دائما به آینده رانده و دستیابی آن غیرممکن است. پس باید اینگونه تصور کنید که همین الان آن تصور یا رویای شما تحقق یافته و دارید از آن لذت میبرید و از داشتن آن در حال حاضر شاد هستید.
نکته مهم دیگر در قانون جذب این است که به آنچه که نمیخواهید نباید اصلا فکر کنید چون محقق خواهد شد. حال اگر از یک ناخواستههایی نگران هستید، از بیماری، بیپولی، جنگ، فقر و… نباید به آن فکر کنید، حتی اگر فکر کردید که نمیخواهید اینها اتفاق بیفتد، چون آنها را تجسم کردهاید، تصور کردید و این باعث شده انعکاس ذهنی صورت بگیرد، کائنات این تفکر ناخواسته را در زندگی شما پدید میآورد. پس بر اساس قانون جذب نباید انسان از خدا بخواهد که فقرش را برطرف کند، باید از پولدار بودنش شکرگزار باشد. نباید از خدا بخواهد که بیماریش را برطرف کند، باید از سالم بودنش خوشحال باشد. و اینها همه توسط ساطع شدن انرژی ذهنی به کائنات بدست میآید.
شاید بشود تاثیر انرژی ذهنی را از این منظر به سه دسته تقسیم کرد:
تأثیر انرژی ذهنی بر خود انسان: ذهن ما فرآیندها و شیوهی عملی دارد که میتواند باعث احساسات خاصی شود، مثلا موجب ضعف بدن و کاهلی شود یا برعکس قدرت بیشتر و اعتماد بنفس بیشتر برای غلبه بر مشکلات زندگی ایجاد کند. بنابراین ذهن ما مدیریت ارگانیسم حیاتی بدن یا قدرت مدیریت روح و روان ما را دارد. پس میشود تاثیر این نوع را پذیرفت.
تأثیر انرژی ذهنی بر انسان دیگر: انسان از آنجا که دارای شعور و فهم است، افکار و احساسات همدیگر را میفهمند و همیشه نیاز به گفتار این احساسات نیست. مثلا انسان یک حس بدبینی نسبت به طرف مقابل خود دارد، او از نوع رفتار، نگاه و کردار من، این حس را میفهمد و احساسات ما بهم منتقل میشود. پس میشود تاثیر این نوع را نیز پذیرفت.
تاثیر انرژی ذهنی بر کائنات: اما اینکه انرژی ذهنی ما میتواند بر عالم خارج تاثیرگذار باشد و این نیرو میتواند ساطع شود به اشیاء خارج که آنها را تصاحب کند، قابل قبول نیست و دلیلی بر این مدعی وجود ندارد. مثلا در فیزیک میگویند برای انتقال فلان شی، فلان مقدار انرژی مصرف میشود. حال ذهن ما چقدر انرژی لازم دارد که بتواند اشیاء را انتقال دهد یا خلق کند؟