عرفان حلقه و جهان دو قطبی

چرخه جهان دو قطبی

مطلب مهمی که در ابتدای بحث معاد باید به آن پرداخت اعتقاد به دو قطبی بودن جهان هستی است که با عنوان چرخه جهان دو قطبی در کتابهای این فرقه به آن اشاره شده است.

محمدعلی طاهری سرکرده فرقه حلقه، معتقد به (جهان دو قطبی) است و منظور از جهان دو قطبی این است که شبکه شعور کیهانی دارای دو بعد مثبت و منفی یا سفید و سیاه است و برای رسیدن به کمال باید همه این شبکه را تجربه کرد.

این پندار شیطانی در نماد عرفان حلقه به شکل صورتی که یک طرف آن سیاه و طرف دیگر آن سفید است، ترسیم شده است؛ و این تصویر در میان یک دایره که نماد کمال و تعالی است، قرار داده شده است.

در عرفان حلقه، جهان دوقطبی از اهمیت بالایی برخوردار بوده و به همین دلیل شیطان که نماد اصلی این جهان است، دارای جایگاه ویژه ای است، تا آنجایی که طاهری این موجود کافر و رانده شده را (خالق جهان دو قطبی) که خیر و شر در آن جاری است، معرفی کرده است.

او می گوید: «برای به وجود آمدن چرخه جهان دو قطبی، وجود یک عامل تضاد (مَلک جاری کننده قانون تضاد) ضرورت داشت و برای این منظور (براساس حکمت الهی) ابلیس به فرمان سجده برآدم اعتنا نکرد و این وظیفه را انجام داد.»

وی همچنین در یکی از نوشته های خود می نویسد: «خداوند به ابلیس ماموریت داد که به فرمان سجده بر آدم اعتنا نکند و او نیز این ماموریت را پذیرفت و تنها ملکی شد که بر آدم سجده نکرد و تا پایان سیر او ، به سجده در برابر وی در نخواهد آمد. »

در عرفان حلقه، ابلیس به عنوان خالق جهان دو قطبی معرفی می‌شود. این نقش با تصویر سنتی ابلیس در ادیان الهی متفاوت است. آیا می‌توان این دو تصویر از ابلیس را با هم جمع کرد؟

اگر هدف نهایی انسان رسیدن به وحدت و فراتر رفتن از دوگانگی است، پس چرا جهان همچنان دو قطبی باقی مانده است؟ چه عاملی باعث می‌شود که این دوگانگی پایان یابد؟

نقد و بررسی

این تعریف و تمجدیدهای سرکرده حلقه در حالی است که خداوند در قرآن کریم، شیطان را دشمن انسان ها معرفی کرده و همگان را نسبت به تبعیت از او برحزر داشته است. در قرآن کریم آمده است: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ ُمبِينٌ[یاسین/60]؛ ای آدم زادگان، آیا به شما سفارش ننمودم که شیطان را نپرستید، زیرا روشن است که او دشمن بزرگ شماست؟!»

طاهری در کلامی که از او ذکر شد، به شیطان عنوان ملک جاری کننده تضاد را داده و این موجود را نوعی مامور و گماشته شده از ناحیه خداوند معرفی کرده است؛ در نتیجه از دیدگاه طاهری، شیطان گناه کار نبوده و تمام اتفاقات روی داده به هنگام سجده نکردن شیطان در مقابل حضرت آدم (علیه السلام)، نوعی تبانی پشت پرده شیطان با خداوند متعال بوده است.

همچنین طاهری بدون توجه به آیات قرآن شیطان را از جنس ملائک دانسته است، در حالی که در قرآن کریم این موجود جزو اجنه معرفی شده است. «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ[کهف/50]؛ و (یاد آر) وقتی که به فرشتگان فرمان دادیم که بر آدم همه سجده کنید، و آنها تمام سر به سجده فرود آوردند جز شیطان که از جنس جن (دیو) بود.»

در قرآن کریم درباره شیطان آمده است:«إنّ کیدالشیطان کان ضعیفاً[نساء/76] ؛ همانا مکر شیطان بسیار ناچیز است.» و در مقابل آن قدرت خودش را بلند مرتبه و بزرگ معرفی کرده است«و هُوَ العلیُّ العظیمُ[بقره/255]؛ و اوست بلند مرتبه و بزرگ»

اما با این تعاریفی که سرکرده حلقه از شیطان ارائه داده است، عملاً این موجود ضعف و پر از ضلالت را در مقابل خداوند متعال قرار داده و او را به عنوان یک موجود مستقل و هم عرض خدا معرفی کرده است. این گونه تعاریف از شیطان در فرقه حلقه نشان دهنده عدم درک قدرت و جایگاه خداوند توسط سرکرده حلقه است؛ به طوری که می توان ادعا کرد، هیچ شکی نیست که این فرد به دنبال مطرح کردن یک قدرت مستقلی به نام شیطان در مقابل قدرت بی بدیل خداوند متعال است.

در نتیجه با توجه به انحرافات طاهری در شناخت خداوند و بزرگ نمایی جایگاه شیطان، باید گفت: شیطان هرگز به عنوان یک قطب تعیین کننده و نظام مند مطرح نیست؛ بلکه با توجه به بیشتر آیاتِ مربوط به ابلیس و شیطان، این کافر رانده شده، موجود ضعیف و پستی است که هیچ استعلایی بر انسان ندارد. بنابراین ابلیس نه تنها قُطبیّت ندارد، بلکه از سلطنت و ولایت ذاتی بر انسان ها نیز ناتوان است.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بخش‌های مقاله

مقالات مرتبط