با توجه به اینکه عرفان حلقه بر دو پایهی عرفان و درمان استوار گشته است چه دلایلی بر بطلان آن وجود دارد؟
برای بررسی ماهیتِ فرقهای که ویژگی و صفتش ادعای درمان بیماران با ابتنا و تکیهی بر عرفان است و نیز درمان و عرفان در آن بهگونهای به یکدیگر پیوند خورده و جدانشدنی شده، که یک «اینهمانی» را پدیدآورده است، لاجرم میبایست دو بُعد نظری و عملی آن مورد واکاوی قرار گیرد تا از رهگذر مطابقت یا عدم مطابقت آن بر درمان و عرفانِ واقعی، صدق و کذب آن پدیدار گردد.
فرقهی حلقه یا هر جریان، دین و مَسلکی اعم از الهی یا بشری دو بُعد نظری و عملی دارد. در دین مبین اسلام بُعد نظری، همان اعتقادات و اصول بینشی و بُعد عملی و کارکردی، احکام، حقوق، آداب واخلاق است. در عرفان حلقه اما بُعد نظری بر محور عشق و اندیشهی اتصال به واسطهای به نام «شبکهی شعور کیهانی» دَوَران مییابد و باورهایی هم از این رهگذر در کتب آنان ساخته و پرداخته شده است.
بُعد عملیِ عرفان وارهی حلقه که محصولِ تسلیم در برابر طاهری است، به زَعم آنان، منجر به عبادت عملی [۱]میشود و هر آنکس که به این مقام نائل آید، به باور طاهری به توانمندی معنوی و خداشناسی عملی [۲]دست یازیده است. غافل از آنکه درمان و کرامت دالِّ بر دستیابی به عرفان و کمال نیست.
به هر تقدیر طاهری معتقد است «در اين بينش، اعتقاد بر اين است كه انسان در اين رابطه ميتواند از توانمنديهاي معنوي بسيار زيادي برخوردار باشد كه توان درمانگري يكي ازآنهاست».[۳]
دلایلِ بطلان عرفان حلقه در بُعد نظری
هنگامیکه یک مرام و مَسلک را به اعتبار سنجش بر حق، وزن میکنیم، یا حق است یا باطل و تصوّر حالت سوم که همان آمیختهای از حق و باطل باشد هم مُلحق به باطل است. چراکه مکتبِ مخلوط، نمیتواند طریقِ و بستر سعادت باشد. برای نمونه وقتی شیئی را ظرف مینامیم، مجموع آن، یعنی درون و بیرونش ظرف محسوب میشود. نه تنها درون و نه فقط بیرون. بلکه مجموع درون و بیرون.
عرفان حلقه امّا مخلوط، معجون و ملغمه ای از حق و باطل است که قسمتهای حقّ آن از اسلام و قسمتهای باطل آن از نِحلههای بشری و یا برداشتهای ناصواب طاهری از دین و آئین است. حقّ، در فرقهی حلقه بسیار اندک و باطلِ آن بسیار زیاد است[۴]. اگر گاهی حقّی در این فرقه مشاهده میشود، به این خاطر است که طاهری اگر باطلِ محض را به کار میبست، نمیتوانست مردم را فریب دهد؛ و این یکی از شگردهای اصحاب گمراهی است که در ابتدا خلافِ اعتقادات و محکمات دینی سخن نمیگویند، اعتماد سازی کرده و زمانی که در نزد جماعتی از خلایق ِعوام مشروعیت و مقبولیتی یافتند، همهی انحرافات عقیدتی خود را رونمایی کرده و بر آن افتخار میکنند.
نتیجه: چون فرقهی حلقه در بُعد نظری التقاطی و مخلوطی از حق و باطل است، نتنها نمیتواند فرد و جامعه را به سعادت برساند، بلکه آنان را به دُنو، خضیض و انحطاط میکشاند، ازاینروی باطل است.[۵]
بُعد عملی و مهمترین عامل جذب افراد به حلقه
برابر با آنچه گفته شد، بُعد عملی حلقه، مرهون و وامدار طبابت و درمانگری آنان است؛ و دستیابی به این مرحله، منهای تلاش، سعی، کوشش، اعتقاد و التزام به دین هم ممکن و میسور است و بالاتر از آن مطابق با گفتهی طاهری دین و اعتقاد در آن اصلاً نقشی ندارد.[۶]
مهمترین عامل جذبِ افراد به فرقهی حلقه، ادعایی تحت عنوان «درمان انواع بیماری» هاست که از سوی مؤسس عرفان وارهی کیهانیِ حلقه مطرح میشود. درد و بیماری لازمهی دنیای مادّی است، همهی انسانها در طول حیات خود، با بیماریهای سطحی، معمولی یا بغرنج مواجه میشوند، این تلاقیِ دائمیِ انسان و بیماریها در ساحت دنیای مادّی، بهترین فرصت را برای سوء استفاده طاهری و مسترهایش (مربّیها) فراهم آورده است.
دلایلِ بطلان عرفان حلقه در بُعد عملی
یکم) ماهیت درمان آنان مشخص نیست و آن را تعریف ناپذیر اما علمی میدانند .هرگاه که پای اثباتِ علمی به میان میآید آن را توصیف ناشدنی و محصول دریافتهای شهودی مُعرفی میکنند.
دوّم) هیچگاه در داخل و خارج از کشور نتوانستهاند با روشهای علمیِ مُتقن، سازوکار درمانی خود را اثبات کنند. تنها دستاویز آنان در این سالها این بوده است که حاکمیت ایران بازدارنده آنان است، امّا پس از گذشت سالها از استقرار مسترهای اصلی آنان در خارج از کشور و برپایی تشکیلات سازمانیِ درمان نما، هنوز نتوانستهاند در هیچ نقطهای از دنیا «فرادرمانی» و «سایمنتولوژی» را به روش علمی اثبات نمایند.
سوم) روشهای درمانی فرقهی حلقه از سوی جامعهی پزشکی مورد تردید و تشکیک واقع شده است و برخی از پزشکان آن را کاملاً رد کردهاند.
چهارم) روشهای درمانی حلقه به گروهی از مردم کشورمان آسیبهای جدّی وارد ساخته است و شمار زیادی از مردم از طاهری شکایت کردهاند. اگر یک روش درمانی، الهی یا علمی باشد، افراد را در معرض آسیب قرار نمیدهد.
قیاس استثنایی بر بطلان درمان حلقه
از آنجایی که طاهری درمان و عرفانش را توامان میداند اگر اثبات بشود که ادراکات شهودی و عرفان طاهری نتنها الهی و رحمانی نبوده بلکه شیطانی است، میتوان بر اساس یک قیاس استثنایی، نتیجه گرفت که درمان او هم دروغین یا شیطانی یا فقط وسیلهای برای نابودی دیانت مسلمانان است. زیرا هنگامیکه مسلمانان، درمان او را عرفانی بپندارند، شیوهی دینداری خود را همانند با مکتب و باورها انحرافی طاهری بنا میسازند. در جای خود بارها عدم همخوانی آموزههای طاهری با اسلام و عرفان اثباتشده است، پس درمان او نتنها الهی نیست، بلکه یا دروغین است و یا ابزاریست در دست شیطان.
– اگر درمان در فرقهی حلقه، صادق و الهی باشد، عرفان آنان نیز حقیقی است.
– اما عرفان آنان حقیقی نیست. (با شاخصههای اسلامی تطابق ندارد).
نتیجه: پس درمانشان صادق ، الهی و حقیقی نمیباشد.
نتیجه:
روشهای درمانی عرفان حلقه کاملاً غیر علمی و مُضر است. تعدّد و تکثر رسانههای حلقه و موج تبلیغی آنان، ابزاری برای علمی نشان دادن فرادرمانی و سایمنتولوژی بهجای اثبات علمی شده است. اگر در پارهای از مواقع درمانی توسط آنان صورت میگیرد، یا محصول تلقین و تخیّل افراد زود باور، یا به کمک جنیان و یا از انرژی درمانی است.هرچند که مطابق با ادعای طاهری و یارانش هر روشی جز اتصال به شبکهی شعور در این فرقه ناخوشایند آنان است. در حقیقت طاهری با اندک دانشی پیرامون انرژی درمانی و طبهای مکمل و نیز جن گیری ادعای عرفان و بلکه پیغمبری و اتصال به روح القدس علیه السلام را دارد.
نویسنده: امین شمشیری
[۱] – انسان از منظری دیگر، ص ۹۸.
[۲] – همان.
[۳] – انسان از منظری دیگر، ص ۷۶.
[۴] – اندک بودن حق و فراوانی باطل در فرقهی حلقه به صورت کمّی و کیفی مشهود است.
[۵]– التقاطی و انحرافی بودن فرقهی حلقه را بارها در مقالاتی دیگر اثبات کرده ائیم.
[۶]– عرفان حلقه، ص ۵۰ و ۵۱؛ انسان از منظری دیگر، ص ۹۳ و ۱۳۴.
قسمت هایی از خطبه ۸۷ امیرالمؤمنین در وصف مدعیان دروغین علم و عرفان:
و دیگری نام عالم بر خود نهاده است, در حالی که عالم نیست, جهالت هایی را از جاهلان دستچین کرده و گمراهی هایی را از گمراهان اقتباس نموده است. برای مردم دام هایی از دروغ و نیرنگ گسترانیده و کتاب خدا را به دلخواه خود تفسیر کرده و حق را در جهت خواسته های نفسانی اش تحریف میکند, گناهان بزرگ را در نظر مردم بی خطر جلوه داده و معصیت های سنگین را برای آنان حقیر و سبک نشان میدهد, ادعا میکند که از شبهه میپرهیزد در حالی که خود را در شبهه افکنده است. می گوید: از بدعت دوری میکنم در حالی که در میان بدعت ها آرمیده است. صورتش, صورت انسان ولی قلب او قلب حیوان است, نه راه هدایت را میشناسد تا از آن پیروی کند و نه بیراهه را میداند تا از آن دوری کند. چنین کسی, مرده ای است در میان زندگان….
چنانچه گذشت روشهای درمانی عرفان وارهی حلقه مقدّمهای برای ورود فرد به عرصهی عرفانی و اعتقادی این سازمان است. محمدعلی طاهری بدون داشتن تحصیلات لازم در دو زمینهی عرفان و درمان و بیآنکه صلاحیت وی از سوی صاحبنظران عرفان و پزشکی تائید شده باشد، اقدام به عمومیسازی روشهای خود در قالب یک سازمان نموده و از این بابت از افراد مبالغ مالی دریافت کرده است. طاهری هیچگاه درصدد پاسخگویی به اذهان عمومی برای اثبات روشهای خود برنیامده و همواره رویکرد تبلیغات و غوغاسالاری را بهجای پاسخگویی و گفتگو برگزیده است.
همچنین آموزههایِ درمانی عرفان حلقه که نوعی انرژیدرمانی و تلقین است با یک غُلو سازمان دهی شده، نوعی عرفان و بالاتر از آن یک دین تأسیسی جدید معرفی شده است که در آن شعور کیهانی زیربنای اصلی و ادیان الهی یک روبنای فاقد اهمیت پنداشته شده است.[۱]
در ساحت درمان، عرفان حلقه توفیقی جز تبلیغات منسجم نداشته است و در قلمرو عرفان هم آنچنانکه در بخش سوم کتاب خواهد آمد با انحرافات بسیاری روبروست.
اکنون به بیان پارهای از مهمترین اشکالاتی که بر روشهای درمانی عرفان حلقه وارد است، میپردازیم.
آنچه محمدعلی طاهری از آن بهعنوان روشهای درمانی، برای نائل آمدن به کمال یاد میکند، مدعیات بدون دلیلی است که فاقد پشتوانههای عقلی و نقلی میباشد. برای نمونه:
- حضور جبرئیل عیهالسلام در فرآیند درمان و ارتباط افراد با او درحالیکه اعضای حلقهی اتّصال حتّی میتوانند مسلمان و دیندار نباشند.[۲] ۲. تفویضِ توانِ درمانگری به اعضای تشکیلات، تنها در اِزای پرداخت شهریه و بهیکباره پزشک شدن آنان بدون طی مقدّمات لازم در طبهای[۳] مدرن و مکمل.۳. اعطای موهومی به نام «لایه محافظ» ۴. ادعای اینکه خداوند فرادرمانی و حلقهی اتّصال را اعتباری میان خود و بشر قرار داده است و موارد بسیار دیگری که هیچکدام نه حقیقت دارند و نه حتّی از سوی سازمان، در دلیل و پشتوانه سازی برای آنان دقتی صورت گرفته است.[۴] بهراستی با چه ضابطهای میتوان این مدعیات را مورد محک قرار داد؟ چه راهی برای اثبات چنین ادعاهای وجود دارد؟
ماهیت روشهای درمانی تشکیلات حلقه مشخص نبوده و از پروتکلهای طب مدرن و یا طبهای جایگزین (آلترناتیو و مکمل) پیروی نمیکند. از جهتی روشهای درمانی و الزامات اتّصال را غیرقابل تعریف میدانند و از سویی دیگر آنچه تعجببرانگیز است علمی دانستن این روشها در عین ابهام و توصیفناپذیری آنهاست!
توضیح آنکه: هرگاه اثباتِ علمی روشهایشان از آنان درخواست میشود آن را غیرقابلتوصیف و محصول دریافتهای شهودی معرفی میکنند؛ و از طرفی دیگر روش عرفانی خود را سازگار با علم و آن را نشانهای بر حقانیت خود دانسته و منتقدین خود را مخالف علم قلمداد میکنند. این در حالی است که حتّی اگر بتوان از چنین تناقض آشکاری هم چشم پوشید، نمیتوان منکر این گزاره شد که دقت و عدم ابهام از ویژگیهای علم است و در آنچه عرفان وارهی حلقه طب میخوانندش، عدم دقت علمی و نیز ابهامات بسیاری وجود دارد.
بنابراین نمیتوان چنین فنون شبهعلمی را به لحاظ روش، علم دانست. همچنین آنچه طاهری طب مکمل نامیده است، مطابق با ضوابطِ مشخص، در چهارچوب طب مکمل جای نمیگیرد.[۵] چراکه در طبهای مکمل دخالت انسان مشهود بوده و اساساً در چهارچوب آموزش به دست میآید اما روشهای درمانی عرفان حلقه به شعور کیهانی منتسب میشود و انسان در آن هیچگونه نقشی ندارد.[۶]
سوم: تنزّل شهودات عرفانی به احساسات جسمانی
در عرفان حلقه نوعی بزرگنمایی صورت میگیرد. مطابق با توصیفی که در این بخش از روشهای درمانی حلقه به عمل آمد میتوان گفت طاهری به دنبال روشی برای رسیدن به کمال است که عملی، ساده، سهلالوصول و همگانی باشد.[۷]
او با سطحی پنداشتن مخاطبین خود، اصرار میکند که با قرار گرفتن در معرض اتّصالهای مورد نظر وی، احساسهایی جسمانی در وجودِ فرد پدید میآید که منجر به خداشناس شدن او میگردد؛ اما بهراستی اگر ماجرا به این آسانی بود، فرد بهواسطهی انرژیدرمانی و روشهایی مشابه نیز باید خداشناس میشد؛ چراکه در انرژیدرمانی و پارهای روشهای دیگر نیز گرم شدن بدن و برخی احساسهای جسمانی برای فرد ایجاد میشود.[۸]
در حقیقت روشهای طاهری نوعی انرژیدرمانی و تلقین است که: اولاً روشی عرفانی و اتّصال به جبرئیل معرفی شده است و ثانیاً در حین چنین اتّصالاتی اساساً کشف و شهودی رخ نمیدهد که فرد به حقیقتی در ماوراء پی برده و خداشناس گردد و به تبع آن ایمان به وجود خداوند آورده یا معرفتش افزون یابد. تنها مطابق آنچه طاهری گفته است در حین اتّصال، احساس گرم شدن بخشهایی از بدن، احساس حرکت انرژی، تیر کشیدن و… رخ میدهد که نهایتاً نوعی احساسات جسمانی است نه شهودات عرفانی و چنین رخدادهایی اساساً عرفان و معنویت محسوب نمیشود.
بههرتقدیر در حین اتّصالات عرفان حلقه رویداد معرفتی و شهود عرفانی صورت نمیگیرد که فردِ در معرضِ اتّصال، شاهد حالتی روحانی و ارتباط با خداوند باشد.[۹] مضاف بر این بدانسان که در ادامه خواهد آمد این روشها گاهی فاقد اثر[۱۰] و زمانی آسیبزا هم بوده است.
هرچند طاهری روشهای خود را طب مکمل ایرانی میداند اما نام برخی از این روشها و آموزهها، غیر ایرانی[۱۱] بوده و بالاتر از آن از مکاتب دیگر وام گرفتهشده است. چنانچه گفته شد فرادرمانی نوعی انرژیدرمانی است و در مورد سایمنتولوژی هم باید دانست که طاهری این روش را از مکتب «ساینتولوژی»ݣ[۱۲] که مؤسس آن هابارد[۱۳] میباشد گرفته است.
در ساینتولوژیِ هابارد هم علّت بیماریها، اهریمنها دانسته شده است و تشابه بسیاری بین این مکتب با عرفان کیهانی وجود دارد.
سازمان عرفان حلقه در داخل و خارج کشور نتوانسته است با روشهای علمیِ مُتقن، سازوکار درمانی خود را اثبات نماید. بهانهی آنها در این سالها، مانع بودن حاکمیت در ایران بوده است، امّا با گذشت چندین سال از راهاندازی تشکیلاتی در کشورهای دیگر[۱۴] و استقرار مَسترهای اصلی آنان در خارج از کشور و برپایی تشکیلات سازمانی و به ظاهر درمانی[۱۵]، هنوز نتوانستهاند در هیچ نقطهای از دنیا «فرادرمانی» و «سایمنتولوژی» را با روش علمی، اثبات نمایند. از همین روست که در خارج از کشور آموزههای این شبه عرفان، خرافی تلقی شده است.
ششم: مردود دانسته شدن روشهای درمانی حلقه
روشهای درمانی عرفان حلقه از سوی جامعهی پزشکی مورد تردید و تشکیک واقع شده است و برخی از پزشکان آن را کاملاً رد کردهاند.
برخی اشخاص مسئول در وزارت بهداشت در این زمینه ردّیههایی بر عرفان حلقه وارد کرده[۱۶] و وزارت بهداشت نیز این آموزهها را غیرقانونی و خطرناک معرفی کرده است.[۱۷]
روشهای درمانی حلقه به جمعی از مردم کشورمان آسیبهای جدّی وارد ساخته است. اگر یک روش درمانی، الهی و علمی باشد، افراد را در معرض آسیب قرار نمیدهد. در برخی از افراد مراجعهکننده حالتی همچون جنزدگی دیده میشود. در پارهای موارد نیز افراد پس از قرار گرفتن در معرض اتصال، نوعی به هم ریختگی و ناراحتی را گزارش کردهاند. پاسخ عرفان حلقه به اینگونه ناراحتیهای جسمی و روحی بهانهای به نام «برونریزی» است. در حالی که برخی افراد سالهاست با این برونریزیها درگیر میباشند.
هشتم: درمانگری نشانهی حقانیت عرفان نیست
در عرفان اسلامی که طاهری خود را زیرمجموعه و مرتبط با آن میداند هیچگاه کرامات و درمان بیماریها توسط شخصِ مدعی عرفان، دلیلی بر صحیح بودن مسیر عرفان و حقانیت آن نبوده بلکه در روایات و نیز گفتار عارفان نمونههایی برای بیارتباطی کرامات با صحتِ عرفان و ادعاهای معنوی به چشم میخورد؛ بنابراین حتّی اگر عرفان حلقه قادر به درمان افراد بود، باز چنین مسئلهای دال بر صحیح بودن عرفانِ آن نبود.
بخشی از بیماریهای ساده، در روش انرژیدرمانی و یا طبهای مکمل قابل درمان است. در این طبها برخی از بیماریها بسی بهتر از روشهای عرفان حلقه درمان شده و هرگز مدعی اتصال به جبرئیل و خداوند هم نیستند. نکتهی حائز اهمیت آن است که استفاده از نوعی تلقین برای درمانِ برخی بیماریهای سطحی در تشکیلات حلقه دیده میشود. امروزه اثبات این مسئله که تلقین میتواند در درمانِ بخشی از بیماریها مؤثر باشد تائید شده است.
آیتالله جوادی آملی در مورد اثر تلقین و ارتباط آن با اراده آدمی، گفتار مهمی دارد.
سِرّ اینکه برخی پزشکان بیماران خود را با تلقین درمان میکنند، همین است که اراده قوی در بدن خود انسان یا دیگری مؤثر است، بدون آنکه واقعیتی در کار باشد؛ بر همین اساس، اگر گزارشگری خبر دروغی را اعلام کند، ممکن است سبب سکته قلبی شنونده شود؛ یعنی خبر دروغ همان تأثیری را دارد که خبر راست دارد، با آنکه خبر دروغ بی واقعیت است؛ زیرا آنچه در شنونده اثر میگذارد، واقعیت خارجی، یعنی مخبر عنه نیست، بلکه مؤثّر حالتی است که در پی فهم و اندیشه مطلب توسط اراده تولید میشود. اندیشه و فهمِ تنها، سبب سکته نمیشود یا انسان را به ناله و گریه وا نمیدارد، بلکه پس از خیال و تبدیل آن به یقین، اراده تولید میشود و اراده حالتی را به همراه دارد که اشک را جاری میکند یا قلب را از حرکت باز میدارد.[۱۸]
همچنین امروزه در طب، روشی به نام پلاسبو[۱۹] وجود دارد که پزشکان بهواسطهی آن برخی بیماران خود را درمان میکنند. در این روش از دارونما بهجای داروی واقعی استفاده شده و با ایجاد یک حالت روانی برای فرد سعی در درمان وی میشود. در پلاسبو، بیمار از دارونما بودن آنچه دارو پنداشته است بیاطلاع است. پژوهشهای علمی نشان داده است که اثر پلاسبو در بهبود برخی بیماریها مثبت بوده است. در عرفان حلقه در کنار ادعاهای عجیب و غیرقابل اثبات، از تلقین نیز استفاده میشود. عبارتی در یکی از آثار طاهری وجود دارد که تفهیم و تلقین به افراد بهمنظور درمان را بهخوبی اثبات میکند.
هرکسی بخواهد فرادرمانی را تجربه کند، چنین تلقی میشود که از طب رایج نتوانسته است نتیجهای حاصل کند (لازم است که این موضوع به فرادرمانگیر تفهیم شود).[۲۰]
ازآنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت که در عرفان وارهی حلقه ترکیبی از انرژیدرمانی و تلقین مورد استفاده قرار میگیرد اما با نوعی فریب آن را برقراری اتصال با جبرئیل نام نهادهاند. همچنین دستگاه تبلیغاتی حلقه، قبل از وارد کردن افراد به این تشکیلات، بزرگنمایی بسیاری درباره عرفان حلقه انجام میدهد که در تلقینپذیری فرد کاملاً مؤثر است.
دهم: پیامدهای نامطلوب استوار کردن عرفان و اعتقاد، بر توانِ درمانگری
طاهری روشهای درمانی خود را دارای ماهیتی عرفانی و مُبتنی بر ادراکات شهودی میداند. وی این مطلب را بارها در آثارش بازگو کرده است. همچنین به گفتهی او نائل آمدن به توان درمانگری در تشکیلات حلقه، همان دستیابی به عبادت و خداشناسی عملی است. بههرتقدیر، درمان و عرفان در مکتب حلقه به یکدیگر پیوند خورده است؛ بنابراین با اثبات رحمانی نبودن ادراکات شهودی محمدعلی طاهری میتوان بر اساس یک قیاس استثنایی، چنین نتیجه گرفت که درمانگری مورد ادعای او هم غیر الهی است.[۲۱] ازآنچه گفته شد میتوان یک قیاس استثنایی به این صورت ترتیب داد:
در جای خود بارها و بارها عدم تطابق آموزههای حلقه با اسلام و عرفان اسلامی اثبات شده است[۲۲]، پس درمان گری آن نهتنها الهی نیست، بلکه اساساً ادعایی بیش نبوده و نوعی انرژیدرمانی و تلقین درمانیِ ابتدایی است. به هر روی:
– اگر درمان در تشکیلات حلقه، صادق و الهی باشد، عرفان آنان نیز حقیقی و الهی است.
– اما عرفان آنان حقیقی نیست. (با شاخصههای اسلامی تطابق ندارد).
نتیجه: پس درمان گری ادعایی آنان نیز صادق و الهی نمیباشد.
یازدهم: دستگاه تبلیغی حلقه و ترویج درمان ساختگی
تعدّد و تکثر رسانههای حلقه و فعالیتهای تبلیغی آنان، ابزاری برای علمی نشان دادن فرادرمانی و سایمنتولوژی بهجای اثبات علمی شده است. سازمان عرفان حلقه دارای یک دستگاه تبلیغی و آموزشی گسترده بوده است. اعضای این سازمان با غفلت مسئولین در مقاطعی آموزههای خود را در صداوسیما[۲۳] و برخی دانشگاهها[۲۴] ترویج کردهاند و در یک مقطع زمانی کوتاه با تهیه جوایز و مدارک افتخاری برای طاهری، پروژهی نخبه سازی وی را کلید زدهاند.[۲۵]
در جلد دوم کتاب عرفانواره حلقه به بخشهای مختلف سازمان از جمله دستگاه آموزشی و تبلیغی آن اشاره شده است.
برگرفته از: کتاب عرفان واره حلقه، دوره مقدماتی، صص ۶۳- ۷۳.
منابع
- جوادی آملی، عبدالله؛ تسنیم؛ ج ۵، چ ۵، قم، اسراء، ۱۳۸۹ش.
- طاهری، محمدعلی؛ انسان از منظری دیگر؛ چ ۷، تهران، بیژن، ۱۳۸۷ش.
- طاهری، محمدعلی ؛ دفاعیات ۹۶؛ بیجا، بینام، ۱۳۹۶ش.